@mohammad-h تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد از پنجره به بیرون نگاه کردم آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن.......
چالز دیکنز - رمان نویس انگلیسی " اگر حسین (علیه السلام) برای خواسته های دنیوی خویش جنگیده بود، من نمی فهمم چرا خواهر، همسر و فرزندانش را همراه خود برد. این نشان دهنده آن است که او فقط برای اسلام فداکاری کرده است"
قلب من قالی خداست ، تار و پودش از پر فرشته هاست ... پهن کرده او دل مرا ، در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب ، برق می زند ... قالی قشنگ و نو نوار من ، از تلاش آفتاب
اینجا زندگی روان تر از آب در جریان است و سادگی سخت تر از مروارید در صدف پیدا می شود اگر به دنبال دوستی رفتی بدان که در شب در پی سایه ای سرگردانی گاهی گرفتن ستاره ای از آسمان از گرفتن دست صداقت آسان تر است ...
خیلی قشنگ بود بدنم مور مور شد
13 سال و 14 روز و 16 ساعت و 28 دقيقه قبلممنونم

13 سال و 14 روز و 6 ساعت و 57 دقيقه قبل