@mohammad-h تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد از پنجره به بیرون نگاه کردم آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن.......
به نظر من يه خونه هر جايي ميتونه باشه ،ميتونه بالاي يه ساختمون بلند باشه ، ميتونه تو يه كوچه قديمي كه زير بازارچست باشه ،ميتونه بزرگ يا ميتونه كوچيك باشه ، ميتونه براي هر كسي يه مفهومي داشته باشه ،ميتونه به رنگ آجر يا به رنگ شيشه و سنگ باشه ، ميتونه به رنگ قرمز يا به رنگ....ولي من،يعني بهتره بگم ما ، معتقديم خونه هرچي باشه بايد سبز باشه ، بله ، سبز و هميشه سبز...! "ياد خسرو شكيبايي بخير"
خدایا من همان هستم که وقت و بی وقت مزاحمت میشم همونی که وقتی دلش میگیره و بغضش میترکه میاد سراغت من همونی هستم که همیشه دعاهای عجیب و غریب میکنه و چشماشو و میبنده و میگه : من این حرفا سرم نمیشه باید دعاهامو مستجاب کنی همونی که بعضی وقتا لج میکنه و گاهی خوودشو برات لوس میکنه همونی که گاهی وقتا پشت سر مردم حرف میزنه گاهی بدجنس میشه و البته گاهی هم خودخواه گاهی هم ...... یادت میاد من کی هستم یادت اومد خدایا؟ فقط تویی که میتونی بگیری دستمو ...
پسر گرسنه اش می شود شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند ... پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند " چقدر تشنه بودم " پدر می سوزد از شـــرمـــنـــدگـــی اما میفهمد پسر کوچولو اش بزرگ شده است ...!! مژگان
لعنت بر بسیاری از کفشهایی که می پوشیم و جز درد و رنج و انحراف انگشتها چیزی برامون نداشتند . باید تکلیف مون رو با خودمون روشن کنیم . وقتی انگشت وسطی ام بزرگتر از دیگر انگاشتانم نیست چرا باید کفش نوک اردکی یا نوک تیز بپوشم ... کفش بدی میپوشیم تا دیگران از زیبایی اش لذت ببرند ولی خودمون رنج ببریم . لعنت بر این منطق ابلهانه ...
از دوستان و آشنایان (از بین آقایون) کسی با گروه خونی AB+( آ.بی .مثبت ) برای اهدای پلاکت به یه پسر بچه ی 8 ساله می شناسید؟باید ساکن تهران باشه و یا حضور مداوم در تهران داشته باشه. این بچه به 5 نفر نیاز داره تا پلاکت لازم برای عملش رو تأمین کنند. نوبت عملش (پیوند مغز استخوان) احتمالا در چند هفته آینده هست. این گروه خونی کمیابه. لطفا در صورت امکان این ایمیل رو برای دوستانتون هم فوروارد کنید شاید اونها کسی رو بشناسن.... با تشکر و سپاس فراوان نام بیمار امیر زارعی و در بیمارستان شریعتی بستری است
خیلی قشنگ بود بدنم مور مور شد
13 سال و 14 روز و 19 ساعت و 51 دقيقه قبلممنونم

13 سال و 14 روز و 10 ساعت و 20 دقيقه قبل