aSaL
بی تو روزم شده چون شام سیاه/همدمم نیست به جز ناله و آه/شب چو گردید به یاد رخ تو/بوسه ها می زنم از دور به ماه
aSaL
بسته در قید خیال تو چو شد طایر دل/دیدگانم همه شب تا به سحرگه باز است
aSaL
در پای غم افتاده ام و مست و خرابم/همسایه ی دیوار به دیوار شرابم
aSaL
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جان/از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
aSaL
به هر گل میزسد میبوید این دل/نمیدانم که را می جوید این دل
aSaL
تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن می رسه... هر چی که جاده س رو زمین به سینه ی من می رسه ...
aSaL
وقتی میای صدای پات... از همه جاده ها میاد... انگار نه از یه شهر دور ...که از همه دنیا میاد
aSaL
همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام بس که اسم تو رو خوندم بوی تو داره نفس هام ...
aSaL
همیشه غروب برام عزیز و دوست داشتنیه ...واسه اینکه رنگ خوب چشمای تو رو داره
aSaL
اون که رفته ، دیگه هیچ وقت نمی آد... تا قیامت دل من گریه می خواد
aSaL
چشم من بیا منو یاری بکن ...گونه هام خشکیده شد ، کاری بکن ...غیر گریه مگه کاری می شه کرد... کاری از ما نمی آد ، زاری بکن ...
aSaL
من از این خسته ام که میبینم....تیرگی هست و شب چراغی نیست
aSaL
از تموم آدمای خوب و بد... از تموم قصه های خوب و بد ...چی برام مونده به جز یه خاطره ...نقش گنگی تو غبار پنجره ...
aSaL
پشت سر گذاشتن خاطره ها ...همه ی عشق ها و دل بستگی ها ...خیلی سخته ولی چاره ندارم ...جاده... فریاد می زنه... بیا ....
aSaL
باز دلم مثل همیشه خالیه... باز دلم گریه ی تنهایی می خوا...د بر می گردم تا ببینم کسی نیست ...می بینم غم داره دنبالم میاد