aSaL
شب که از راه می رسه غربت هم باهاش میاد.... توی کوچه های شهر باز صدای پاش میاد...
aSaL
مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه..... غم با من زاده شده منو رها نمی کنه ...
aSaL
ای پرنده ی من ای مسافر من... من همون پوسیده ی تنها نشینم هجرت تو هر چه بود معراج تو بود اما... من اسیر مرداب زمینم
aSaL
توی یک دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن دو تا خسته دو تا تنها یکیشون تو یکیشون من ...
aSaL
زندگی با آدماش برای من یه قصه بود توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون توی شب صدایی جز گریه ی بی صدا نبود
aSaL
دیدی ای غمگین تر از من بعد از آن دیر آشنایی آمدی خواندی برایم قصه ی تلخ جدایی
aSaL
توسط موبایل
کنارم هستی و اما ،دلم تنگ میشه هر لحظه. . .خودت میدونی عادت نیست،فقط دوست داشتن محضه. . .
aSaL
توسط موبایل
تو رو حتی وقتی بی محبتی. . .حتی وقتی مثه سنگی دوس دارم!
aSaL
توسط موبایل
تو رو با تموم خوبی و بدی ت،تو رو با هرچی که هستی دوست دارم،توی لحظه های بیداری و خواب،توی هشیاری و مستی دوس دارم
aSaL
توسط موبایل
من آرومم. . .ولی قانونا". . .من داغونم. . .آره داغونم. . .
aSaL
توسط موبایل
عزیزم جای پات. . .مونده روی قلبم. . .اگه تو دستامو بگیری چی میشه. . .از غرورت به خدا چیزی کم نمیشه
aSaL
توسط موبایل
تو از چشمای من خوندی:که از این زندگی خستم...
aSaL
توسط موبایل
منو حالا نوازش کن،که این فرصت نره از دست. . .شاید این آخرین باره،که این احساس زیبا هست
aSaL
توسط موبایل
دیروز افتاد این دل خاکی دست تو. . .امروز خدا میدونه که با کی هستی تو!