دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلــــــــــــــــارام

این منم دختری از جنس آریایی ها درباره »
دلــــــــــــــــارام
زن - مجرد
امتیاز: 1150

دنبال‌شدگان

(434 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(176 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

دلــــــــــــــــارام
دلــــــــــــــــارام

واااااااااااای یکی بیاد منو جمع کنه عجب رمان خنده داریه ههههههههههههههه

دلــــــــــــــــارام
دلــــــــــــــــارام

من هنگ کردم یا کسی پست نمیده؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آفرینش
آفرینش
توسط موبایل در روزنوشت

خدای من هم اتاقیم شب و روز سرش تو کتابه!الان اومده به من میگه چرا امروز اینقد خرخون شدی؟! حالا خرخونی منو نیگا؛داشتم تمرینای رو حل میکردم

elahenaz
elahenaz

عموم یه تبلت خریده الان داشت بهم نشون میداد خوو منم دلم خواست

علی
علی

سلام علیکم دوستان عزیز

دلــــــــــــــــارام
دلــــــــــــــــارام

آیا می دانستید خرچنگ ها تو عروسیاشون نمی تونن دست بزنن فقط بشکن ریز می زنن! برید حال کنید با این اطلاعاتی که در اختیارتون می زارم !!

عدس پلو !(خندون دنبالر)
عدس پلو !(خندون دنبالر)

ما بریم ببینیمون ننه مون چی کارمون داره ! البته معلومه ! خر حمالی با اجازه رفقا

دلــــــــــــــــارام
دلــــــــــــــــارام

خانم حمیدی ، برای دیدنِ پسرش به محلِ تحصیل اون یعنی لندن رفت ! اونجا بود که متوجه شد یه دخترِ انگلیسی با پسرش هم اتاقیه ! مثلِ همه ی مامانای مسئولِ ایرانی کلی مشکوک شد ، اما مسعود گفت : من میدونم چه فکری میکنی مامان ! ولی ویکی فقط هم اتاقیه منه ! یه هفته بعد از برگشتن مامانِ مسعود ، ویکی به مسعود گفت : از وقتی مامانت رفته قندونِ نقره ی من گم شده ! یعنی مامانت اونو برداشته ؟ مسعود گفت : غیرممکنه ولی بهش ایمیل میزنم ! تو ایمیل خودش نوشت : مامان عزیزم ! من نمیگم شما قندونو از خونه ی من برداشتی ، و درضمن نمیگم که برنداشتی ! اما واقعیت اینه که از وقتی شما رفتی تهران قندون گم شده ! با عشق … مسعود ! روز بعد ایمیل مادرِ مسعود : پسر عزیزم! من نمیگم تو با ویکی رابطه داری، و در ضمن نمیگم که رابطه نداری ! اما واقعیت اینه که اگه اون حداقل یه شب تو تختخوابِ خودش میخوابید ، حتما تا حالا قندونو پیدا کرده بود ! با عشق … مامان !

دلــــــــــــــــارام
دلــــــــــــــــارام

خانم حمیدی ، برای دیدنِ پسرش به محلِ تحصیل اون یعنی لندن رفت ! اونجا بود که متوجه شد یه دخترِ انگلیسی با پسرش هم اتاقیه ! مثلِ همه ی مامانای مسئولِ ایرانی کلی مشکوک شد ، اما مسعود گفت : من میدونم چه فکری میکنی مامان ! ولی ویکی فقط هم اتاقیه منه ! یه هفته بعد از برگشتن مامانِ مسعود ، ویکی به مسعود گفت : از وقتی مامانت رفته قندونِ نقره ی من گم شده ! یعنی مامانت اونو برداشته ؟ مسعود گفت : غیرممکنه ولی بهش ایمیل میزنم ! تو ایمیل خودش نوشت : مامان عزیزم ! من نمیگم شما قندونو از خونه ی من برداشتی ، و درضمن نمیگم که برنداشتی ! اما واقعیت اینه که از وقتی شما رفتی تهران قندون گم شده ! با عشق … مسعود ! روز بعد ایمیل مادرِ مسعود : پسر عزیزم! من نمیگم تو با ویکی رابطه داری، و در ضمن نمیگم که رابطه نداری ! اما واقعیت اینه که اگه اون حداقل یه شب تو تختخوابِ خودش میخوابید ، حتما تا حالا قندونو پیدا کرده بود ! با عشق … مامان ! www.SMSOJOK.com

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє
توسط موبایل

آیا می‌دانید داوینچی با یک دست می‌نوشت و با دست دیگر نقاشی می‌کشید...

عدس پلو !(خندون دنبالر)
عدس پلو !(خندون دنبالر)

@: ) اَمـــَد سلام داش امد ... خوب و میزونی ؟

♥ ░s░н░α░Ď░ί ♥
♥ ░s░н░α░Ď░ί ♥

اومدم تولد دختر خالم .. از همون اول دارم میلومبونم .. خیلی هم خوش میگذره

توماس مور
توماس مور
در ایران

وقتی داشتیم میرفتییم شیراز موقعی که میخواست هواپیما زمین بشینه یک درباچه قرمز رنگ دیدییم که خیلی زیبا بود.بعدن پرسیدیم گفتن دریاچه نمک جنوب شیرازه