مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
در اوليــــن شب تابستـــان، دلــــم براي تــو تنـــگ می شود و گونــه هايـــم، خيابـــان نمنــــاک يک شب بهــــــاريــست ...
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
ازاین رنگین کمان سرد آدمها وازاین مرگ باورها ورویاها پریشانم .... دلم پروازمیخواهد.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
این روزهـا دلـــــــم اصــــرار دارد فــــریـاد بزند؛ امــــا . . . مـن جلوی دهـــانش را می گیرم،
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
چه بیقرار بودی زودتر بروی از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی…
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
نه … همین که هستی کافی نیست! نمی دانی این "فقط بودنهایت" چقدر آزارم می دهد! گویی که معلق در میان ِ نبودن های کابوس وارت ایستاده ام.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
... این روزهــا من . . . خـــــــدای سکوت شده ام؛ خفقـــان گرفته ام تا آرامـــــــش اهالی دنیـــــــا، خـــــــط خـــــــطی نشود . . .!!!
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
فقط کسی معنی دلتنگی رو میفهمه که معنی وابستگی رو چشیده باشه...
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
من بلد نیستم در سـایه، دوست داشته باشم. من میخواهم خواستنم گوش فلک را کر کند...
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
سخت است گذشتن از كسي كه تمام گذشته ات را ساخته است.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
خودت را جا گذاشته ای میان دلم و رفته ای. یا برگرد نزد خودت یا بیا خودت را هم ببر.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
من با خودم کنار نمی آیم، تو با من کنار بیا.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
آیه می شوم. یک آیه ی کوچک، از آنهایی که همه می خوانند. همان هایی که می خوانند تا ثوابی ببرند یا می خوانند تا آرام شوند. همان هایی که همه می خوانند و نمی فهمند چه هست!
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
- خوش به حال کودکی که گودال کوچک پرآبی برایش دریاست و دریا اما برای ما آدم بزرگها کم است.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
کوچکتر که بودیم ماهی گلی های تنگ بلورمان قرمز قرمز بودند. حالا اما رنگ به رخ ندارند. انگار ما رنگ ها را تمام کردیم.