S@eeDE
دلم تنگه گله نازم................
S@eeDE
آن شب را به خاطر بسپار. آن لحظه اش را که چشم در چشم دوخته بودیم و هر دو دیده هایمان گریان... اما جرأت نداشتیم گامی دیگر برداریم به جلو یا پشت!!؟ و فقط آرزو کردیم. آرزو کردیم این لحظه وجود نداشت... لحظه با هم بودن و از مرگ گفتن و آرزویش را کردن...
S@eeDE
گريه نكن دگ اون نمياد خونه.................
S@eeDE
نميديونم دلم گرفته يا دلتنگم يكي به من بگه چمه؟
S@eeDE
همي كه ميخوام حرفه دلمو بت بگم ميري.................
S@eeDE
وقتي رسيدي كه شكسته بودم /از همه ي آدما خسته بودم.....................
S@eeDE
خودت خورشي شدي بي من/منم دلتنگيه بارون.................
S@eeDE
اخرین جمله ی نامم اینه از ته وجودم:برو خوشبخت شی عزیزم............ خیلی عاشق تو بودم...........
S@eeDE
می خواهم فریاد بزنم …
میخواهم بنویسم ،می خواهم بگویم ....
نمی دانم چرا کسی صدای فریادم را نمی شنود ..
چرا بغض در گلویم خاموش شده... ؟ نمی دانم از چه بگویم از کجا بگویم و به که بگویم ؟
از برای چه، به کسی باید بگویم ...؟ مگر مهم است کسی بداند در دل من چه می گذرد ؟ نمی دانم هیچ نمی دانم ؟
S@eeDE
اگه میخوای بری برو از تو دوباره میگذرم *** نگام به گریهام نکن من از تو بی وفا ترم تو اشتباه عمری که دیگه تکرار نمیشی *** ایندفعه دیگه برنگرد تو واسه ما یار نمیشی نه غم میخوام نه خاطره فقط بذار رها بشم *** تو این غریبی نمیخوام مجنون قصه ها بشم از توی قصه هام برو دیگه تو فکر من نباش *** تموم کن این قائلرو نمک رو زخم من نپاش
S@eeDE
برای یک بار فقط برای یک بار مرا در اندوه مبهم یک دروغ شناور کن آرام سر به گوش من بگذار و بگو دوستت دارم
S@eeDE
فوران کن آتشفشان من ! دیگر نمی خواهم شعر عاشقانه بگویم . . . دلخور نشو بدون وصیت نامه نرفته ام