بابای من تو ماشینش یه CD داره،گلچینی از غمگین ترین آهنگای دنیا!!یعنی در حدی که دوست داری یه دستمال بگیری دستت و های های گریه کنی...! بعد حالا عصر که من دارم میرم سرکار،با کلی امید و انگیزه و انرژی،اونو میذاره و خلاصه حالمو میگیره اساســــی... شب که دارم خسته و هلاک و درب و داغون برمیگردم خونه و به یه آهنگ لایت! احتیاج دارم، یه CDدیگه میذاره با آهنگای قری در حد عروسی!! یعنی یه وضعیاااا!!! موسیقی هم که رو روان آدم ناخودآگاه تأثیر میذاره دیگه،میرسم خونه با شادی و سرزندگی سلام میکنم، همه با تعجب: خیلی شنگولی...چی شده؟سرکار خبری بوده؟!!!! گرفتار شدیم به خداااا!!!!
تو رو خدا.......تو رو جون هر کی دوست دارید.....انقدر لایک نزنید.....کامپیوترم دیگه جای لایک های شما زیر پست هارو نداره..............نکنید این کارو.................
يه چند وقتيه يه موش اومده تو اتاقم از كجا و چه جوريشو نميدونم اما خدايش خيلي نازوخوشگل دلم نمياد بندازمش بيرون يه جوري به ادم نگاه ميكنه كه دل ادمو ميبره هر چي خوراكي تو اتاق داشتم رفته همه رو ناخنك زده ميدونم اگه مامان بفهمه اول دخل خودمو بعد اين اقا يه خانم موش را مياره اما من دوست دارم فعلا اين رازو مخفي نگه دارم شما هم چیزی نگید
دختره نیکول داره خودشو میکشه و چقد خوب میخونه کسی حتی دست هم براش نمیزنه ولی به محض این که انریکو لب به خوندن باز میکنه ملت انگار برقشون گرفته! چنان جیغ و هوار میکنن انگار ممد نصرتی رو دیدن!

14 سال و 10 ماه و 17 روز و 19 ساعت و 42 دقيقه قبل:-&
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 19 ساعت و 29 دقيقه قبل