حـــــروف
گوش تیزی هم داره مامانش ... ( غرغر ِ بعد از یه گند )
حـــــروف
توی پرانتز بگم ... این گل آخر مسی رو دانلود کردم ... روزی بیست بار نیگا می کنم و کوک می شم
حـــــروف
قصد اذیت ندارم / ولی ساعتی ست به این عکس خیره ام و اشک
حـــــروف
بادکنک های این حس با تو بودن ... سوزنی ام
حـــــروف
به طرز مسخره ای آه می کشد ... بر روی آسمان، نقش چاه می کشد
حـــــروف
اصلن برو توی همون ساعتی که عقربه هاش از من بلند قد تر اند
حـــــروف
نوک می زنم ... به همین حرف هایی دیشب گفتی و باور نکردم
حـــــروف
کِشته ی این مزرعه ام ... وقت درو دلگیرم
حـــــروف
یا ننویس یا اگه نوشتی دیگه تعبیرش با خودت نیس ... با خودمم
حـــــروف
چیه مگه؟؟ ... حالا اگه قهوه هوس کرده بودم همه می گفتن منم منم ... خیلی هم خوبه سیرابی
حـــــروف
اسمت رو توی گوشیم به دوازده تا لقب خوشگل سیو کردم ... خنگ ان این گوشیا هم ... بازم شماره ت رو خالی نشون می ده
حـــــروف
- یادته اون شبو؟ - ... - اوهوم - ... - منم ترجیح می دم یادم نباشه