دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علي علي

علي علي
مرد - متاهل
امتیاز: 291.35

دنبال‌شدگان

(254 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(224 کاربر)

گروه‌ها

(12 گروه)

بازدید

علي علي
علي علي
در دوره

بچه هاي دوره يادش بخير...يه روز يكي از بچه ها رو ديوار نوشت: من هم زن گرفتم.....هر كي يه چيز بش گفت . يكي تبريك گفت يكي متلك گفت و.......وقتي همه حرفاشونا زدن گفتش كه : بابا من همزن برقي گرفتم

علي علي
علي علي
در دوره

میلاد امام پاکی و روشنایی، ستاره‏ی راهنمای بشریت، گنجینه‏ی ارزشمند کرامت، قله‏ی بلند فضیلت، گلبرگ درخت رحمت، برگزیده‏ی خداوند سرمد، حضرت امام هادی علیه‏السلام تهنیت باد

علي علي
علي علي

معذرت خواهی ؛ همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی ، و حق با یکی دیگه است . . . معذرت خواهی ؛ یعنی اون رابطه شاید بیشتر از غرورت برات ارزش داشته . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
علي علي
علي علي
در دوره

گاهی باید به فاصله ها خوش آمد گفت شاید آمده اند تا بخشی از حماقت هایمان را جبران کنند...!

علي علي
علي علي
در دوره

زندگی ... چه برخلاف... چه بی خلاف... چه با خلاف... مـــــــــی گــــــــــــــذرد...

علي علي
علي علي
در دوره

باز یا بسته ... چه فرق می کند؟ پنجره ... زخم ِ همیشگی ِ دیوار است..

این ارسال را بازنشر کرده است.
علي علي
علي علي
در دوره

سعی نکن متفاوت باشی! فقط "خوب باش" خوب بودن به اندازه ی کافی متفاوت است.

علي علي
علي علي

وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیش‌تر تنهاست. چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند، تنهایی تو کامل می‌شود...

این ارسال را بازنشر کرده است.
علي علي
علي علي
در دوره

قطاری به مقصد خدا... قطاری که به مقصد خدا می رفت، لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد. و پیامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست. کیست که با ما سفر کند؟ کیست که رنج و عشق توأمان بخواهد؛ کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن؟ قرنها گذشت اما از بی شمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند. از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود. در هر ایستگاه که قطار می ایستاد کسی کم می شد. قطار می گذشت و سبک می شد. زیرا سبکی قانون خداست. قطاری که به مقصد خدا می رفت، به ایستگاه بهشت رسید. پیامبر گفت: اینجا بهشت است. مسافران بهشتی پیاده شوند، اما اینجا ایستگاه آخرین نیست. مسافرانی که پیاده شدند، بهشتی شدند. اما اندکی، باز هم ماندند. قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند. آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت: درود بر شما. راز من همین بود. آنکه مرا می خواهد، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد. و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید، دیگر نه قطاری بود و نه مسافری و نه پیامبری

علي علي
علي علي
در دوره

يكي يه مطلبي ، عكسي ، چيزي گذاشته نزن تو ذوقش كه تكراريه ، فكر ميكني همه مطالب جديد و ناب هستن

این ارسال را بازنشر کرده است.
علي علي
a.jpg علي علي
در دوره

سلام... چه آرزويي..........

علي علي
1.jpg علي علي
در دوره

اينم عاقبت اعتياد به كامپيوتر و شبكه اجتماعي و دنبالر

این ارسال را بازنشر کرده است.
علي علي
علي علي
در دوره

سلام بر اهل دنبالر........................کاش دنیا یکبار هم که مى شد بازیش را به ما میباخت مگر چه لذتى دارد این بردهاى تکرارى برایش؟

علي علي
علي علي
در دوره

دلم بي بهانه مي گيرد . نمي دانم دلم بهانه گير است يا بهانه ها دلگيرند؟.................. يا حق

علي علي
علي علي
در دوره

سلام......... ازدواج با دختر پولدار...........یکی از دوستام با یه دختر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه ، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که ۵ ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه ، دختره هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم !! از فردای اون روز نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ! من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم ، ۱۰ جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش …، چایی ریختم روش و گل گذاشتم لای برگه ها و… اونم تا میتونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ دختری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و … بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن طرف ، دفتر خاطراتو بُرد تقدیم ایشون کرد … دختره در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سرش کوبید و گفت: منو چی فرض کردی؟ اینکه سالنامه ۱۳۹۰ هست! تو ۵ ساله داری تو این خاطره می نویسی؟ و اینگونه بود که دوست من هنوز مجرد است