دوستان من مثل گنــــــدم اند..... بودنشـــــــان یه دنیا برکت ونعمت... ونبودنشان قحطی وگرسنگی است.... من چه خوشبخـــــــتم که... زردی خوشه های گندم در اطـــــرافم موج میزنــــــــد......!
باغبانی پیرم ، که به غیر از گلها از همه دلگیرم ......کوله ام غرق غم است ، آدم خوب کم است .......عده ای بی خبرند ، عده ای کور و کرند..... اندکی هم پکرند و میان رفقا ، عده ای همچو شما تاج سرند!
تو کلاسمون ... دوستمو بلند کردم ... زدمش به دیوار .... همچین که رو دیوار راه بره .... دور تا دوره کلاسمون جای پاهاش هست!...... آخ عجب حالی میده وقتی معلم جای پاها رو میبینه!... ایشالله عکس میگیرم نشونتون میدم!
ولی



12 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 23 دقيقه قبلهر کی منو میبینه میخنده!
هیچ کار خنده داری هم انجام نمیدما !
ولی میخندن !
حتی وقتی که میخام با کسی حرف بزنم !