#اعتراف میکنم کلی طول کشید اون اولای عضویتم تا تونسم #اسم ِ ◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘ و تشخیص بدم چیه تآزه آخرم تو دیدگآه ِ یکی از #پستاش فهمیدم اسمشو که دوستش اسمشو تو دیدگآهش گفته بود
مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون یه پسره از جلوم رد شد بهم گفت :شله زرد! محلش نذاشتم بعد که یه خورده رفتم جلوتر صدا کرد :خانوم؟ منم فک کردم میخاد چیزی بپرسه گفتم :بله؟ گفت :پشت کمرت با دارچین بنویس شله زرد نذری
روزی در یک اتوبوس پشت سر راننده یک پیرزن نشسته بود و هر چند دیقه به راننده میگفت : ننه مغز بادام میخوری و راننده جواب میداد بله و میگرفت و میخورد وبعد از چند دفعه گرفتن مغز بادام و خوردن یکدفعه پرسید ننه جون این بادامها رو از کجا میاری و چطوری مغز میکنی و... پیرزن جواب میده :ننه اینا مغز شکلات هستند و من کاکائوهاشو میک میزنم و چون دندون ندارم مغزه بادومهاشو میدم به تو
ولی



12 سال و 10 ماه و 19 روز و 10 ساعت و 5 دقيقه قبلهر کی منو میبینه میخنده!
هیچ کار خنده داری هم انجام نمیدما !
ولی میخندن !
حتی وقتی که میخام با کسی حرف بزنم !