دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محراب احمدي

محراب احمدي
مرد - مجرد
امتیاز: 1182.35

دنبال‌شدگان

(873 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(382 کاربر)

گروه‌ها

(25 گروه)

بازدید

محراب احمدي
محراب احمدي

گل افتابگردان را گفتند چرا شب ها سرت را پایین می اندازی؟ گفت:ستاره چشمک می زند " نمی خواهم به خورشید خیانت کنم

محراب احمدي
محراب احمدي

خیابانهای تنهایی دلی ولگرد می خواهد! و آوازم بدون تو سکوتی سرد می خواهد! برایت مرده بودم تا برایم تب کند قلبت! ولی حتی نپرسیدی دلت همدرد می خواهد

محراب احمدي
محراب احمدي

يه توصيه براي كسايي كه غيبت مي كنن...اولش كه روايت داريم كه كسي كه غيبت مي كنه انگار كه گوشت برادر مرده خود را مي خورد...بعدش هم اينكه هر چي تو اين دنيا خوبي كنه..اون دنيا روز حساب از خوبي هاش كم مي كنن مي دن به اون كسي كه پشت سرش غيبت كرده بود....پس كلاً غيبت اصن نمي صرفه......!!!!!!!

محراب احمدي
محراب احمدي

وقتی کباب با برنج میخوریم ۹۰%حواسمون به اینه که هر دوتاش باهم تموم شه !.....

محراب احمدي
محراب احمدي

گوشی داداشم زنگ میزد بابام داد میزنه بم میگه ببین کیه داره به صالح زنگ میزنه؟!عصبانی میام ببینم کیه؟!میبینم شماره بابامه! لم داده رو مبل گوشیشم در گوششه عجب بابايه با حالی دارم من……….

محراب احمدي
محراب احمدي

دریا برای صرفه جویی در آب، کمتر موج می فرستد......

محراب احمدي
محراب احمدي

اولی:« از بس استراحت کردم، خسته شدم.» دومی:« خب یک کم استراحت کن.»

محراب احمدي
محراب احمدي

داشتیم تو خیابون قدم می زدیم كه یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا كه یكى عمودى یكى افقى رو هوا بود... خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، كه در این هنگام راننده پیاده شد و در كمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟ یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی كه به سختى نفس می كشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم! راننده گفت: نمكدون! منظورم اینه كه می خواى زنگ بزنم اورژانس؟ یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا كارشناسى كنن صحنه پنالتى بود یا نه!

محراب احمدي
محراب احمدي

اين آخره شبي ديگه نبايد نارحت بود....بايد خنديد......

محراب احمدي
محراب احمدي

اگر خداوند نعمتي همچون خيال را به ما نمي داد...نمي دونم چه بر سرمون مي اومد..........

محراب احمدي
محراب احمدي

امروز رفته بودم پيش مادر شهيدي...گله داشت از من و تو.....

محراب احمدي
محراب احمدي

استخوان بندي فرياد ، پاسخ هزاران ستم بي صداست . ارد بزرگ

محراب احمدي
محراب احمدي

سلام....

محراب احمدي
محراب احمدي

يه مردو زن يه روز تويه بازار مي گشتن...يه دفعه يه پسري مي ياد مي گه آقا اجازه هست كه من زن تونو نگاه كنم و لذت ببرم....يه دفعه مرده اعصباني ميشه و يقه ي پسره رو مي گيره و مي كوبونه به ديوار... ميگه چه غلطي كردي؟؟؟....پسره مي گه كه ديدم همه تويه بازار دارن بدون اجازه به زنتون نگاه مي كنن و لذت مي برن..با خودم گفتم لااقل من از شما اجازه بگيرم.... مرده از خجالت آب مي شه.....بعد يه لحظه به زنش نگاه مي كنه مي بينه با اوضاعي كه زنش داره......همين هم بايد باشه....!!!!!!!!!!

محراب احمدي
محراب احمدي

كوهنه دل....غم و غصه.....خيالات....همه جوره خريداريم....