یه دیوار . بین من و خودم . یه حس دوگانه که این دیوار به من القا میکنه . نمیدونم الان پشت دیوار هستم یا جلوش . چیزی که فهمیدنش سخته . چون دیوار پشت و رو نداره . نمیدونم الان جای درست وایسادم یا نه .
و؛ شما با من ازدواج میکنید !!؟؟؟ /// خوب که فکر کنید میبینید که ازدواج خیلی #وحشتناکِ ! چطور میشه کسی رو اونقدر شناخت که بهش #بله بگی و همه زندگیتو بسپاری بِهِش ! میگن تا نَری زیرِ یه سقف و با کسی زندگی نکنی ، نمیتونی بِشناسیش! حالا اما ما ها باید چطور کسی رو #بشناسیم !!؟؟؟؟
یادش بخیر . یه معلم جامعه شناسی داشتیم میگفت دختر وقتی میان خواستگاریش اگه بهش میگن یک خونه مهر دخترتون میکنیم باید بگه کلید آپارتمانم رو بدین میخوام آینه قرآن عروسیمو بزارم تو خونه خودم . بهش گفتم خب بعد براش مشکل پیش میاد و شاید اصلا به ازدواج نکشه . گفت بالاخره یکی باید شروع کنه . الان میبینم که درست میگفت . خودشم دختر داشت . یادش بخیر . چیزای زیادی یادم داد .
خوبیش میدونی چیه ؟ اینه که هر کسی جرات نمیکنه بیاد جلو . که بعدا یه سری مشکلات پیش بیاد که آدم از کار خودش پشیمون بشه .
فرانسه 400 سال طول کشید تا به این جایی که هست برسه .
هه فک میکردیم فارغ التحصیل بشیم و بریم سرِ کار دیگه به این فکر نمیکنیم چی گرون چی ارزون! راحت میخریمش!!!!!!! حالا میبینم کسی که مثلا بی سوادِ و عمده فروشی داره ! اون بی قیمت پرسیدن خرید میکنه نه ما!!!! // این همه سال درس خوندن -نمیگم برا پول درس خوندیم اما بالاخره پولم باید باشه- به چه درد خورد!!