rozita
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند....... مثل آسمانی که امشب می بارد........ و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند ........و چشمانم را نوازش می دهد...... تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم !
پـــریســــا
ی رزو بعد از مدرسه : اِ ؟ صدای داد و فریاد پدرام میاد دم در ، عزیزم ، پدرام ، این درسته که ساعت دو ظهر داد بزنی تا من در رو باز کنم ؟ عزیزم دستت به زنگ نمی رسه ؟ با سنگ زدی تو شیشه ی همسایه پایینیا درسته !؟
علیرضا
اینجا که بارون میاد با رعد و برق !
پـــریســــا
یا مـــثـــلاً ... تـــو ، آدمی ؟!
پـــریســــا
من می خوام دخدر خوبی بشم .
ᵾ ₰ ᵿ ℓ
کلا من با گوینده این جمله(دنیا دو روزه)مشکل دارم....دنیا سه روزه بخدا!!!دیروز امروز فردا!!
علیرضا
دنبال یه رمان قشنگ هستم! یه رمان متفاوت ! یه متن جدید ! میشناسین ؟