nimino
دیشب یعنی دم صبح نشستم این انیمیشن paranorman رو دیدم بعدش خیلی ترسیدم داشتم قبض روح می شدم همش یاد اون شبح زن سبزی می افتادم که تو خونه قبلیه داییم مونده بود ، نمی رفت. توی یه شب همه خوابشو دیدن که از سالن میاد بیرون
علیرضا
اصلا هیچ کسی تو دنیا اندازه من حسود نیست . نمیدونم یه سری اتفاقا افتاده که منو از اون منطقی که همیشه دنبالش بودم دور کرده .
الهــــ ه
و چه غريبند كاربرانی كه كسی رو اينجا ندارن بهشون بگم خب من ديگه برم خدافظ ! دلم واسشون سوخت .. !
علیرضا
همیشه همه داستان ها از ماجرا ها شروع میشه که این روند میتونه برعکس هم باشه .