دفتر خاطراتی دارم ! درونش پر است از خاطرات من و تو که نه ! منو اون ! اونو من ! من و آنها ! آنها و من ! من و ایشان ! ایشان و او ! شما و ایشان ! من و شما ! او و ایشان ! ایشان به همراه من ! من به همراه دوست ایشان ! دوست ایشان به همراه او ! همینا دیگه !
اعتراف میکنم یکی از استانداری الان اومد در خونمون میخواست از بابا مامانم چند تا سوال در مورد همسایه ها بپرسه گفتم نیستن دستو پام داره میلرزه ! نمیدونم چرا انقد از این دولتی ها میترسم !