بهار شده ُ من دلم ی تراس می خواد , ی تراس با ی صندلی ِ راحتی و میز گرد کوچولو , ک عصرا برم اونجا بشینم و نون و پنیر و سبزی با چایی شیرین ( یا هرچی با چایی ) بخورم و ب درختهای روبــرو نگا کنم , اونقدر نگا کنم ک شب بشه و سردم بشه و بیام تو خونه و چراغ ــا را روشن کنم . . .
اعتراف میکنم بچه که بودم یه کاکتوس گرد داشتم بعد همه میگفتن کاکتوس آب داخلش ذخیره میکنه منم واسه این که کمکش کنم خشک نشه یه سرنگ ورداشتم پر آب کردم بعد فرو کردم تو کاکتوسه یهو کاکتوسه باد کرد منم سریع سرنگو انداختم در رفتم .