امیر
وقتی میگویند نیست کاغذ را گفته باشند یا برف را فرق ندارد من یاد تو می افتم
امیر
خسته ام از انچه نامش زندگیست پس قشنگی های دنیا مال کیست؟ باختم از عشق اما باختن تقدیر نیست ساختم با درد تنهایی مگر تقدیر چیست؟
امیر
یادمان باشد، فردا ،حتما، ناز گل را بکشیم... حق به شب بو بدهیم... و نخندیم دیگر، به ترکهای دل هر گلدان...!! و به انگشت، نخی خواهیم بست تا فراموش نگردد فردا...! زندگی شیرین است! زندگی باید کرد... ولی نه به هر قیمت و بدانم که شبی خواهم رفت .... !!! و شبی هست که نباشد، پس از آن فردایی ...
امیر
دل من حوصله کن دادزدن ممنوع است کم بکن گله فریاد زدن ممنوع است بین این قوم که هر کار ثوابی ست کباب .....دل سوخته را باد زدن ممنوع است تیشه بر ریشه فرهاد زدن شیرین است حرفی از پیشه فرهاد زدن ممنو است شادی از منظر این قوم گناهیست بزرگ بزن اهنگ ولی شاد زدن ممنوع است
امیر
چوبی به استینم کرد روزگار که معنی سکوت تلخ مترسگ را الان فهمیدم
امیر
دلم میخواهد گرگ و میش شب باشه
نوک کوه تا خرخره مه باشه ... !!!
من باشم و اونیکه اون بالاست ـ تنها ـ
انقدر جیغ بزنم تا خودش بگه:
خفه شو ... درستش میکنم ...
امیر
توىِ "زندگــ ــ ــ ــيت" جــزءِ اون دسته از اَفـــ ـــرادى باش که :
اگه یکی از پُشت چشماتو گرفت ، فقط يه نفر تو ذهـــنت بیاد ، نه چند نفر !
امیر
به هـمـان سـادگـی کـه کـلاغ ِ سـالـخـورده بـا نـخـستـین سـوت ِ قـطـار سقـف واگـن مـتـروک را تـرک می گـویــد دل ، دیـگــــر در جـای خـود نیـسـت بـه همـیـن ســادگـی !
امیر
اگر شیر درنده ای در برابرت باشد بهتر است از اینکه سگ خائنی پشت سرت باشد
امیر
میخوام بغضمو بترکونم !!!
کسی شونه هاشو به من قرض میده؟
امیر
به کسی دل نبند تا نتونن دل تورو بشکونن
امیر
شبی گفتم به قلیانم که از جانم چه می خواهی؟ نوشتبه خط دود خود به دردت میخورم گاهی تو بر من مینهی آتش که درد خود کنی تسکین من بیچاره میسوزم تو از حالم چه میدانی؟.....
امیر
کاش میشد آدمایی که همیشه پیشتن موقعی که میفهمن واقعا به وجودشون نیاز داری ترکت نکنن