امیر
ای ستاره که پیش دیده ی منی، باورت نمی شود که در زمین هرکجا به هرکه می رسی خنجری میان مشت خود نهفته است پشت هر شکوفه ی تبسمی، خار جانگزای حیله ای شکفته است...
امیر
انقدر میگفت دورت بگردم و دورم میگشت که یکدفعه به خودم اومدم و دیدم دورم زده رفته . . . !
امیر
زندانی از پشت میله هامی خندید، شاید به زندانی بودن خودش و شاید به آزاد بودن ما... راستی زندان کدام سوی میله هاست؟؟؟؟؟!
امیر
گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد / ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد چون به زیبایی تو حسرت ، عالم خوردند / برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد
امیر
فرق است بین داشتن دوست و دوست داشتن/ دوست داشتن امری لحظهای است ولی داشتن دوست اسمرار لحظه های دوست داشتن است
امیر
کودک فال فروشی را پرسیدند چه میکنی؟ گفت: به آنان که در دیروز خود ئمانده اند فردا را می فروشم
امیر
در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای
امیر
حالا که خر تو خره ماهم پیرایدم(ژیان)
امیر
تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم!
امیر
تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان
امیر
تا جام اجل نکرده ام نوش هرگز نکنم تو را فراموش
امیر
همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد
امیر
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!
امیر
بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع ! عشق آمد و گفت من بی سوادم