امیر
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری، من عشق گل اندامی
امیر
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری به جهنم که مرا دوست نداری
امیر
معلم ما میدونست فاصله چی به سر ادم میاره برایه همین همیشه به خط فاصله میگفت خط تیره
امیر
بودم اما کسی پاسمان نداشت رفتم که شاید پاسمان بدارند
امیر
عشق یه نوع ویروسه که از چشم وارد میشه و قلب و در بر میگیره
امیر
دوستی با هرکه کردم خصم مادرزاد شد/ آشیانه هر جاکه ساختم خانه صیاد شد/آن رفیقی که با صد دل و جون پروردمش/ عاقبت بر سر دار آمدو جلاد شد
امیر
بحث با ناقص خیالان شیوه استادان نیست/علم افلاطون حریف جهله مادرزاد نیست
امیر
غم تنهایی بهتر از گدایی عشق نامردانه
امیر
برگ از درخت خسته میشه پاییزو بهونه میکنه