مادرم نماز می خواند و من آواز !
.
.
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم !
در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک ، در شادی از ته دل !
در ثانیه به ثانیه زندگیم !
او جلوی خدایش سجده میکند !
ولی من در آغوش خدایم آرام میگیرم !
نمی دانم
خدای من واقعی تر است یا او !
دین من بهتر است یا او..
بانـوی سرزمینم!!!!! ارزش خودت را بدان !!!! بدان که تو! قرار است شیرین!! لیلی!!.پرنسس .!!! تمام هستی یک مرد باشی!!!!!! قرار است چشمانت گرما بخش مردی باشد!!!! قرار است آغوشت لطیف ترین جایگاه مردی باشد!!!! قرار است موهایت نوازش گر بی خوابی های مردی باشد!!!!! قرار است شخصیت اوج غرور مردی باشد!!!!! پس لطفا مراقب خودت باش!!!!!