یادش بخیر این ترم سر کلاس زبان بودیم ... استاد داشت متنو میخوند که رسید به کلمه ی Nose و بعدش پرسید معنیش چی میشه؟ همه ساکت بودن که یهو من صدای بلند و لهجه ی خاص گفتم دُماغ بعد دیگه هیچی همه بهم خندیدن
نگرانت میشم
دور میشی ، میری
نگرانت میشم
دست ـت رو میگیره
دور میشه ، میره
تو رو از دست دادن
تلخه ، نفس گیره
دستام یخ کردن
تو سرم آتیشه
وقتی هم از دورین
نگرانت میشه
هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ـم
موهاتُ باد برده
عطرشُ مونده پیشم
حالُ روزم خوبُ خوش نیست
بی تو نا آروم ـم
به یادت که میفتم
نگرانت میشم
نگرانت میشم ؛ نازکی، رنجوری
تویه ظاهرم نه ،یاغی و مغروری
چشمات میخندن ، تویه قاب ِ چوبی
نگرانت هستم ، روبراهی ، خوبی
هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ـم
موهاتُ باد برده
عطرشُ مونده پیشم
حالُ روزم خوبُ خوش نیست
بی تو نا آروم ـم
به یادت که میفتم
نگرانت میشم
بگو این بار، به دلش پابند نیست
تویه عکس تازه ـت باز هم میخندی
اون که پیش ـش بوده ، عشق هم حالیشه
اگه باز هم عاشقی شی
نگرانت میشه
هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ـم
موهاتُ باد برده
عطرشُ مونده پیشم
حالُ روزم خوب و خوش نیست
بی تو نا آروم ـم
به یادت که میفتم
نگرانت میشمدست ـشُ میگیری
نگرانت میشم
دور میشی ، میری
نگرانت میشم
دست ـت رو میگیره
دور میشه ، میره
تو رو از دست دادن
تلخه ، نفس گیره
دستام یخ کردن
تو سرم آتیشه
وقتی هم از دورین
نگرانت میشه
هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ـم
موهاتُ باد برده
عطرشُ مونده پیشم
حالُ روزم خوبُ خوش نیست
بی تو نا آروم ـم
به یادت که میفتم
نگرانت میشم
نگرانت میشم ؛ نازکی، رنجوری
تویه ظاهرم نه ،یاغی و مغروری
چشمات میخندن ، تویه قاب ِ چوبی
نگرانت هستم ، روبراهی ، خوبی
هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ـم
موهاتُ باد برده
عطرشُ مونده پیشم
حالُ روزم خوبُ خوش نیست
بی تو نا آروم ـم
به یادت که میفتم
نگرانت میشم
بگو این بار، به دلش پابند نیست
تویه عکس تازه ـت باز هم میخندی
اون که پیش ـش بوده ، عشق هم حالیشه
اگه باز هم عاشقی شی
نگرانت میشه
هزار ساله که رفتی
من هنوز پشت شیشه ـم
موهاتُ باد برده
عطرشُ مونده پیشم
حالُ روزم خوب و خوش نیست
بی تو نا آروم ـم
به یادت که میفتم
نگرانت میشم
سلام ( به جای خریدن کادو و خوشحال کردن کسی که شاید چند ماه و چند ساله دیگه ازش جدا بشم و چقدر نفرین یا فحش و چیزای دیگه نصیبم بشه یه کادو برای بچه های خیابونی شهرم میگیرم تا دلشون شاد بشه و همیشه دعام کنند . م.ا )
روزی که چشم گشودم
دنیا نبود...آبی
شایدم ..
من ندیده بودم...
مادرم
با دستانش
آبی کرد..
آسمانم را
ویاد داد.. به قدمهایم
بدوند
چون باد
در چمن های
سبز..زندگی
مادرم
بارید..در کودکیم
با محبت
روی برگهای کوچکم
تا عشق
میوه ام
باشد..
وطاقت
شاخه ام...