AnoøSHa
بَــدم میاد از این موقِــعایی ک آرومَــم ، / از این لبخندای مَســخره ک جوابِ نگرانیایِ مامان میشَن .. [ : ) ]
AnoøSHa
توسط موبایل
nimikhaaaam beram vali majburammm D0staye golam khabaye khoshmel bebininnn shab b kheyr
AnoøSHa
فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ، اوست كه مرا وادار به حرف زدن می كند ، فقط او میتواند مرا بشناسد ، او حتماً می فهمد ... می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم را چكه چكه در گلوی خشك سایه ام چكانیده به او بگویم: " ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! " صادق هدایت
AnoøSHa
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم...وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم...وقتی که دیگر نمی توانست مرادوست بدارد من او را دوست داشتم...وقتی او تمام کرد من شروع شدم...وقتی او تمام شد من آغاز شدم...وچه سخت است تنها متولد شدن...مثل تنها زندگی کردن است...مثل تنها مردن.....
AnoøSHa
توسط موبایل
agar rat ast k har kac 1setare dar aseman darad,setareye man bayad,door,tarik va bimani bashad...!shayad man aslan setarei nadashteam!
AnoøSHa
هی... تنهایی یعنی هیشکی نباشه که بهت بگه دو دقیقه از پای اون کامپیوتر بلند شو بیا بشین پیش من ...
AnoøSHa
یه وقتایی
اونقدر هیچکس حالی ازت نمیپرسه
که آدم شک می کنه
نکنه مُرده و خودش خبر نداره....
AnoøSHa
چه تلخ محاکمه میشوند پائیز و زمستان که برای جان دادن به درخت جان میدهند وچه ناعادلانه کمی انطرفتر همه چیز به اسم بهار تمام میشود.
AnoøSHa
اینجا زمین است. رسم آدم هایش عجیب است! اینجا گم که مى شوى به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند......!!!!