همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود… ولی پدر ... یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد … بیایید قدردان باشیم
ین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم ؟ .... که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم .... خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد .... که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم
امـا #هـمـه زود مـتـوجـه مـیـشـن کـه چـقـدر ن#ـاراحـتـم... : )
14 سال و 5 ماه و 16 روز و 11 ساعت و 32 دقيقه قبل