Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
Anonymous
مرا بسپار به یادت به وقت بارش باران اگر نگاهت به ان بالاست و در حال دعا هستی خدا ان جاست دعایم کن که من تنهاترین تنها نمانم
Anonymous
ایستاده و آرام به سمت آینه میخزم با اظطراب دلهره آور تعویض چشم ها وتازه میشود دل از تماشای دو مروارید درخشان بر کیسه پاره پوره ی صورتم. جهان پر از لبخند و پروانه سفید بود!!!!!! کدام بود؟ این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرام دیدارش کردم؟
Anonymous
کمی درد....کمی تنهایی...این چیزا ارومم میکنه....اما نه...من نمیتونم دوست خوبی واسه اینا باشم...اینا معرفت بالایی دارن
Anonymous
این سیگار لعنتی هم دیگه کام نمیده...خدا کمی درد بده و هیچ ارامش...اینگونه زندگی را معنی میکنم
Anonymous
هر دولت و مکنت که قضا میبخشد/ در وهم نیاید که چرا میبخشد
Anonymous
انسانها را از دور دوست داشتن، كار دشواری نیست. دوست داشتن آنهایی كه به ما نزدیك هستند، كار دشواری است. بخشیدن یك كاسه برنج برای سیر كردن یك گرسنه، بسی آسانتر از كاهش تنهایی و درد و رنج انسانی رانده شده در خانهی خودمان است. عشق را به خانهی خود بیاورید؛ چرا كه عشق ورزیدن به یكدیگر را باید از خانه آغاز كنیم.مادر ترزا
Anonymous
این قانون طبیعت است كه كار نیكی كه امروز انجام می دهید، فردا فراموش می شود؛ اما كار خوب باید انجام شود.
Anonymous
همه چیز پیش تر گفته شده، اما چون كسی گوش نكرده، دوباره برمی گردیم و تكرارش می كنیم.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
درد تاریکیست درد خواستن رفتن و بیهوده از خود کاستن سر نهادن بر سیه دل سینه ها سینه آلودن به چرک کینه ها در نوازش ، نیش ماران یافتن زهر در لبخند یاران یافتن
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو همان به که نیندیشی به من و درد روانسوزم که من از درد نیاسایم که من از شعله نیفروزم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت که در این وصف زبان دگری گویا نیست بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما غزل توست که در قولی از آن ما نیست تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویم تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست شب که آرام تر از پلک تو را می بندم در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست این که پیوست به هر رود که دریا باشد از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه نا باور خیال پرست