ارســـــلانـــــ
گاهی میشنوی . گاهی میگی / گاهی میزنی . گاهی میخوری / گاهی حق داری . گاهی حق دارن / اما این وسط مهم این ِکه چه کسی پلهای پشت سر رو خراب میکنه ...
ارســـــلانـــــ
هـزار بار مُردم از عشقت / تــو کـه هیچوقت نمی فهمــــی !
ارســـــلانـــــ
تـو کـه حتـا با چشمـاتـــــم نمیگـی دوسِـت دارم !!
ارســـــلانـــــ
نگــــران ِ از دست دادنــــــــش نیستـــم /....
ارســـــلانـــــ
دلم یه ساندویچ ِ کثیف میخواد , از اونا که خیار شور ُ گوجه ش با کاتر خرد میشه / کاهوش پلاسیده شده / یه عالمه مخلفات داره .. با یه نوشابه تگری .. ترجیحا از ساندویچی های میدون انقلاب ...... یا جلوی ترمینال ..
ارســـــلانـــــ
کجا در این دنیا به دنبالت بگردم ؛ من از چشم بر هم گذاشتن بیزارم...
ارســـــلانـــــ
حس کنی میتونی قاتل باشی .
اندکی صبر سحر نزدیک است
12 سال و 10 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 23 دقيقه قبلاوه اوه سحر شد ....
پل های پشت سر رو کی خراب کرد؟
12 سال و 10 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 56 دقيقه قبلنمیدونم
12 سال و 10 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 53 دقيقه قبل