ارســـــلانـــــ
گاهی میشنوی . گاهی میگی / گاهی میزنی . گاهی میخوری / گاهی حق داری . گاهی حق دارن / اما این وسط مهم این ِکه چه کسی پلهای پشت سر رو خراب میکنه ...
ارســـــلانـــــ
اگر داغ دل بود ما دیده ایم..............اگر خون دل بود ما خورده ایم............گواهی بخواهید اینک گواه.....................همین زخم ها که نشمرده ایم.................
ارســـــلانـــــ
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم................ولی دل به پاییز نسپرده ایم............چو گلدان خالی لب پنجره............پر از خاطرات ترک خورده ایم..........
ارســـــلانـــــ
درد من حصار برکه نیست ..............درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است
ارســـــلانـــــ
از شیخ بهایی پرسیدند: سخت میگذرد،چه باید کرد؟ گفت: خودت که میگویی سخت میگذرد، سخت که نمی ماند! پس خدارو شکر که می گذرد و نمی ماند …ا
ارســـــلانـــــ
در سکوت دادگاه سرنوشت.............عشق بر ما حکم سنگینی نوشت.................. گفته شد دل داده ها از هم جدا....................... وای بر این حکم و این قانون زشت....................
ارســـــلانـــــ
مردمان بی غم درد ما رو دیدن بی رحم تر شدن.........................
ارســـــلانـــــ
الهی من فدای تو....................چیکار کنم برای تو...................
ارســـــلانـــــ
بس که چشم تو قشنگ بود................گله گرگ ُ ندیدی...................
ارســـــلانـــــ
خسته از قفس تن................روحم کمی آزادی میخواهد...........ترجیحا بدون بازگشت.........
ارســـــلانـــــ
من مات تصویر توام.............................
ارســـــلانـــــ
با من غریبگی نکن.............با من که درگیر توام.................
ارســـــلانـــــ
بهم بگو که بدونم.........................
اندکی صبر سحر نزدیک است
12 سال و 10 ماه و 16 روز و 10 ساعت و 42 دقيقه قبلاوه اوه سحر شد ....
پل های پشت سر رو کی خراب کرد؟
12 سال و 10 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 16 دقيقه قبلنمیدونم
12 سال و 10 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 13 دقيقه قبل