دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ارســـــلانـــــ

من همون هویجم ک بعد ِ آب شدن ِ آدمک ِ برفی گیج ِ زندگی ِ خیســَــــــم !! درباره »
ارســـــلانـــــ
مرد - مجرد
امتیاز: 3999

دنبال‌شدگان

(340 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(352 کاربر)

گروه‌ها

(124 گروه)

بازدید

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

گاهی میشنوی . گاهی میگی / گاهی میزنی . گاهی میخوری / گاهی حق داری . گاهی حق دارن / اما این وسط مهم این ِکه چه کسی پلهای پشت سر رو خراب میکنه ...

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

آنقدر بـہ این روزهــاے تلخ عادتــ کرده امـ کـہ وقتی لبخنـــد مے زنمـ قلبمـ تیر می کشد.../ بیچــاره دلـــمـ چقـدر زود عادتــ می کنــد بــہ نبودن هر آنچہ کـہ می خواستـــ ...

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

گفت : نفرین میکنی ؟ گفتم : نه ، اما از خدا میخوام هیچکس ، اندازه من دوستت نداشته باشد . . .

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

پسر: بزرگترین آرزوت چیه؟ دختر: اینکه عشقمـو زیرِ بارون بغل کنم تو چی؟ پسر: اینکه کسـی که زیرِ بارون بغلش میکنـــی من باشم..

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

از رها کردن نترســــــــ... هیچکس نمیتوانــــد; چیزی که مال توست را بگیـــــرد; و تمام دنیا نمیتوانند چیزی که مال تو نیســــت; را برایت حفظ کـــــنند.

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

یــــــادَت را اَز مـَــــن نـَگـیـــــر ... بــُگـــــذار مـــــن هـَــــمـ ... مـِثـــــل ِ سـُهـــــراب بــِگـویــَــــمـ : " دِلخـوشـی هـــــا " کــَــــمـ نـیـسـتـَنـــــد ......!

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

غــــــمگينم... همانـند دلـقکى که روى صحنه چـشـمش به عشقش افتاد که با معـشـوقش به او مي خندیدند!...

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

خیــــلی تنــــــــد رفــــت! کـــــودکــــی هــــایــم بـــا آن دوچرخـــــه قراضــــه اش .../کــــاش همیـــــشه پنچـــــر می مــــاند...

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

برایِ هر اتفاقی‌.. می‌توان پاسخی یافت. جز برایِ رفتن‌های نابهنگام.. شاید رفتن ، خود پاسخِ یک اتفاق است.. هیچکس نمیداند.. جز آنکه رفته است...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ارســـــلانـــــ
hmzdb9h1c6x6k7bl5vfs.jpg ارســـــلانـــــ

بی هیچ صدائی می آیند زمانی که نمی دانی در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و… بی هیج نشانی از دلت می گریزند تا تمام چیزی که به یاد می آوری حسرتی باشد به درازای زندگی... چه قدر بی رحمند رویاهـا . . .

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

چه زود خاطره شدم...!!!

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

کاش در کتاب عشق سطری بودم به یادماندنی ... نه حاشیه ای از یاد رفتنی

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟!

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

دلنشین است... در سکوت شب، زیر آسمانی ابری بنشینی در حالی که تنها همدم تنهاییت نسیمی است که بر گونه های خیست میوزد... آری... گریه در شب دلنشین است...

ارســـــلانـــــ
yqmebp81knmr3kydhsgv.png ارســـــلانـــــ

روز مرگم در آخرین نفسم فقط یک چیز میخواهم به او بگویم: اونطوری نه... اینطوری میرن!!!

ارســـــلانـــــ
s2ey6z7ajgu0c3qz177e.jpg ارســـــلانـــــ

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت ...زیرباران غزلی خواند،دلش تر شد و رفت... چه تفاوت که چه خوردست غم دل یاسم ...آنقدرغرق جنون بود که پر پر شد و رفت ...روزمیلاد همان روز که عاشق شده بود... مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت ...هرغروب از دل خورشید گذرخواهد کرد... پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت...