سر کلاس درباره فیلم با استاد روانشناسیمون قبل از اینکه فیلم ُ ببینم درباره ش حرف زده بودیم!
فیلم اصلا نکته ی شک دار نداشت!
به نظرم نقش اصلی ِ فیلم بیماری مایخولیا داشت و از مادرش به ارث برده بود!
صحنه ی آخر َم عقده های کودکیش داشت دخترش ُ خفه میکرد توی آب که نیروی مادرانه ش نذاشت و خودش ُ کشت! این بیماری به دختر ِ کوچترم ارث رسید!
تازه اون دختر کوچیکه همون کوچیکیای زنه بود!
این نقد چطوره به نظرت؟
مامان میگه دوستم یه استخر پیدا کرده واسه خانوما که تا سحر بازه میای الان بریم؟ بعد حالا دوســــتش کی باشن؟ ایشون که تو این پست درباره ش توضیح دادم،دکتره ): چی میخواد از جون ِ من!!!
یه بارم برنامه #Akinator رو واسه گوشیم گرفته بودم!برنامه پیشگویی ِ با یه چند تا سوال انگلیسی میگه چه شخصی رو مد نظرته! خلاصه من اومدم اینو سرکار بذارم و یکی رو بگم عمراَ نتونه تشخیص بده! شخص توی ذهنم رو امان زمان انتخاب کردم،یه دفعه توی باکس ِ پیشگویی نوشت imam mahdi
امسال سومین ماه مهری ِ که خودکار رنگی و جامدادی و کوله پشتی و کتونی نخریدم! یا حتی به محض اینکه مانتو مدرسه م اومد آویزون ِ مامان نشدم که توروخدا مانتو مدرسه م ُ یه کم از بغل تنگ کن،یا شلوارم ُ راسته و کوتاه کن! بعدشم سیصد بار تیپ مدرسه م ُ سرتاپا بپوشم توی آیینه قدّی نگاه کنم که ایرادی نداشته باشه! مواظبم باشم هفته ی اول رو زمین ِحیاط مدرسه نشینم که اتوی مانتوم نره!
حالا کوچیکتر که بودم میشستم تک تک رنگای مداد رنگی ـآم ُ امتحان میکردم!!! دفترام ُ خودم جلد میکردم!
صفحه اول همه ی کتاب درسی ـآمم شعر مینوشتم!
ناراحتم از اینکه دیگه اونقدر زندگیم ساده نیست که دغدغه م ست کردن رنگ کیف و کفش با روپوش مدرسه م باشه!
اما از طرفی َم خوشحالم که قرار نیست یه بار دیگه استرس نمره بد و بلندی ناخن و حتی کنکور ُ تجربه کنم...
یه بحثی داریم توی روانشناسی به اسم سایه ی گمنام ِ فرد!
13 سال و 2 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 55 دقيقه قبلمیگه اگه دیدید یکی بیشتر از 3.4 بار یه صفت ِ منفی رو به هرکی جز خودش نسبت داد،
شک نکنید که این صفت سایه ِ خودش ِ!
یعنی صفتی ِ که خود ِ اون فرد داراست...