اگر عاشقِ کسي ديگر شوم، ديگر همانند گذشته دلتنگات نميشوم!
حتي ديگر گاه به گاه گريه هم نميکنم،
در تمام جملاتي که نام تو در آنها جاريست، چشمانم پُر نميشود
تقويمِ روزهايِ نيامدنت را هم دور انداختهام.
کمي خستهام، کمي شکسته
کمي هم نبودنت، مَرا تيره کرده است.
اينکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز ياد نگرفتهام،
و اگر كسي حالم را بپرسد، تنها ميگويم خوبم!
اما مضطربم
فراموش کردن تو عليرغم اينکه ميليونها بار به حافظهام سَر ميزنم
و نميتوانم چهرهات را به خاطر بياورم، من را ميترساند!
ديگر آمدنت را انتظار نميکشم
حتي ديگر از خواستهام براي آمدنت گذشتهام،
اينکه از حال و رُوزت باخبر باشم، ديگر برايم مهم نيست!
بعضي وقتها به يادت ميافتم
با خود ميگويم: به من چه؟ درد من براي من کافيست!
آيا به نبودنت عادت کردهام؟
از خيالِ بودنت گذشتهام ؟
مضطربم
اگر عاشق کسي ديگر شوم
باور کن آن روز، تا عمر دارم،
آقا من از این پسرایی که خودشونو دختر جا میزنن (تو همین دنبالر)خیلی خوشم میاد اصن شیطون قول میزنه برم مخشونو بزنم بازم درکم میکنن عجب آدمایی پیدا میشنا آخه قربونه سیبلات برم اگه از پسر بودن سیر شدی خووو برو خودتو دار بزن حالا چرا اومدی اکانت دخترونه زدی پسرم حموم میری تو پسرم موقع رفتن یخورده به خودت شک کن که پسری من که شک کردم حالا میای با هم دوست بشیم خانومی آقا
پشت ویترین مغازه ها جنس هایی هست که خیلی گرونن... یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که ارزونه... اما گاهی یه گوشه ای، یه چیزی میذارن، که شاید کهنه باشه، شایدم معمولی! اما روش نوشته " فروشی نیست " آدم باید از اون جنس باشه......

13 سال و 4 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 12 دقيقه قبل
13 سال و 4 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 9 دقيقه قبل