بهروز
دیگر رویاهایم بامن سخن نمیگویند انگار حقیقت را باور کرده ام...
بهروز
دوست دارد به دروغ بگوید دوستم داره منم خودمو به اون راه میزنم میگم منم دوست دارم...دروغ پشت دروغ!
بهروز
دلم که برایت تنگ می شود می گیرد... فریاد می کشد... می تپد... و باز تنگ می شود ... دلم که تنگ می شود دوست دارم یک دل سیر نگاهت کنم... یک بغض سنگین گریه کنم... یک چشم پر اشک بریزم... به اندازه یک قهر و آشتی در آغوشت بگیرم و یک عمر بگویم دوستت دارم و بگویی دوستت دارم دلم که تنگ می شود چاره اش فقط تویی... و تو که نیستی دلم می بارد... می سوزد... می سازد... می میرد..
بهروز
روزهای جمعه روزهای دلتنگی من ...
بهروز
مرغ با ماهی بزنید تا روشن بشید...
بهروز
به قول هیچکس تو اروپا بهم میگن دست مسیح ...یا به قول پیشرو کلمه ی عبورو داشته باشی حله.....خودمم آخر نفهمیدم چرا این آهنگارو گوش میکنم
بهروز
به آفتـــاب بگــو!!! سایـــه اش را ازسرم کــم کنــد به آفتــاب بگــو!!! توفیـــرچنــدانی نـــدارد کــه گردشش طبــق هیــأت بطلمیــوسی بــاشد یانجـــوم کپــرنیــکی مــهــم سرگیـجـــه ای اســت که سهــم وسرنــوشت مکتــوب من اسـت...
بهروز
لایک ها هم مرهم دلم نیستن...
بهروز
روزی که یادت نکنم روز خدا نیست/ سوگندبه اسمت که دلم از تو جدا نیست.
بهروز
آدمها آنقدر زود عوض می شوند … آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است …
بهروز
بی سرو پایم سرو پایم تو باش مانده ی راهم ره و هادی تو باش گربرهند عالم و آدم ز من آبروم و عزت و جاهم تو باشو...
بهروز
عشق بین منو تو خیلی زیبا بود ولی همش تو خواب و رویا...
بهروز
خیلی بده احساس کنی مثل دارویی فقط وقت نیاز ازت استفاده کنند...
بهروز
درد دارد , وقتی چیزی را کسر میکنی که با تمام وجودت جمع زده ای.