بهروز
فرقـے نمـے کند !! بگویم و بدانـے …! یا … نگویم و بدانـے..! فاصله دورت نمی کند …!!! در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ …! جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:
بهروز
امروز باز هم سیگار کشیدم آرام زیاد با احساس همه ی تو را همه ی آنچه که از تو با من باقی مانده بود را دود کرده ام با همین بهمن های کوچک دوست داشتنی باز هم پاسخ نئشه ی من به این سوال مسخره مرگ یا زندگی؟ قطعا مرگ!
بهروز
هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق
بهروز
راه اون افکار پاکــــــــــ و کیا کردن بدـــــــــ...
بهروز
فراموش کردنت خیلی سخته ,#عشقم ولی ....
بهروز
دلمون تنگید خو , یه خطاب واسه دل بینوای ما بزنید
بهروز
عجب هرزه ایست این تنهایی .. با همه بوده است !
بهروز
دختر:میدونی فردا عمل قلب دارم؟ پسر:آره عزیز دلم دختر:منتظرم میمونی؟ پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند پسر:منتظرت میمونم عشقم دختر:خیلی دوستت دارم پسر:عاشقتم عزیزم بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟ دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد پرستار: شوخی کردم بابا!!! رفته بشاشه الان میآد!!!
بهروز
مـــــن تمـــــنا کــــــردم کـــــه تــــو بـــا مـــن باشـــــي تــــو به مـــــن گـــــــفتي هـــــــرگز هـــــرگز پاســــخي ســــــخـت و درشــــــت و مـــــــرا، غصــــه اين هــــــرگز کشــــت....
بهروز
خیلی وقته حواست نیستو دل تنها شده
بهروز
دلم تو رو میخواد چطوری بگم از اینم تابلوتر
بهروز
صدام نکن, این دفعه دیگه برنمی گردم که منو به بازی بگیری
بهروز
تنهایی هم دوست داره مارو تجربه کنه