بهروز
عالی ترین معناها برای دوست داشتن،خواستن کسی ست با همه ی خواسته هایش بی هیچ منتی
بهروز
فرار میکــــــــــــنــــمـ از لــــحظه های بیـــــــــــــ تو بودنــــــــــــ...!
بهروز
دوستت دارم" حتی اگر برای همیشـه چون شــمعی خامـوش به تماشـای خوشبختی "تــــــو" ســــــــــکوت کــنـم......
بهروز
چی شده اون همه احساس اینو هرگز نمی دونم دیگه بسمه شکستن نمی خوام عاشق بمونم...
بهروز
چه سخت .. هم ابر باشد !.....هم باران باشد ..! هم خیابان ِ خیس باشد .. امـــــا.. ... نه تـــــو باشی ... نه دستی برای فشردن باشد !.. نه پایی برای قدم زدن باشد و .. نه نگاهـــی برای زل زدن...!
بهروز
آنــﮧ ! تــڪـرار غــریــبــانـــﮧ روزهــایــت چـگــونــــﮧ گــذشت ، وقــتــی روشــنی چــشــمهایت ، در پـشــت پــرده هــاے مــﮧ آلــود انــدوه ، پــنـهــاטּ بـود. با مــن بــگو از لحـظــﮧ لــحــظــﮧ هــای مـبــهــم ڪــودڪــی ات ، از تــنــهــایــی مـعـصـومـانـــﮧ دسـتهایـت ، آیـا مــی دانــی ڪـﮧ در هـجـوم دردهــا و غــم هــایت ، و در گــیــر و دار مــلـال آور دوراטּ زنـدگی ات ، حـقـیـقـت زلالـــی دریاچــﮧ نـقـره ای نـهــفـتــﮧ بــود ؟ آنـــﮧ ! اڪـنوטּ آمــده ام تا دسـتهــایت را به پـنـجــﮧ طلایی خورشید دوستی بسپاری ، در آبــی بـیـڪراטּ مــهــربــانــی هــا بـــﮧ پــرواز درآیی ، و آیـنـک آنــﮧ ! شــکفــتن و ســبز شــدטּ در انتــظــار تـوســت ، در انـتــظار تو...
بهروز
روزی مریدی از شیخ پرسید: یا شیخ تفاوت مگس و پلنگ در چیست؟ شیخ از این تضاد همی جفت کردندی و دست بر گریبان و محاسن و خشتک کشید و بعد از دمی گفت: مگس را وقتی میرینی،میبینی و پلنگ را وقتی میبینی میرینی! مریدان که این شیوایی کلام را دیدند،خشتکها دریدند و به رشته کوه های آلپ فرار کردند!!!
آره . من معمولا اینکارو نمیکنم . تگه بدونم طرف ناراحت میشه فقط اینکارو میکنم .
13 سال و 11 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 29 دقيقه قبلمن که خیلی خوشم نمیاد فکر میکنم یه جور تبلیغ کردنه یا یه جور پز دادن
13 سال و 11 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 25 دقيقه قبلآره دقیقا . منم خوشم نمیاد .
13 سال و 11 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبل