بهروز
بی تو زندگی می گذرد، بهتر از با تو بودن. چشمانم براق شده از ندیدنت حال من خوب است فهمیدن اینکه زندگی دروغ زیبایی است، کار سختی هم نیست کافی ست زندگی کنی.
بهروز
ایسترم گوزلروین نقشینی تصویره چکم نیلییم سنسیز عزیزیم ینه دنیاده تکم سن منیم نازلی گولومسن گوزلیم دردین آلیم اوزون انصاف اله سنسیز، نجه دنیاده قالیم...
بهروز
همیشه برای گلی گلدون باش که اگه به آسمونم رسید یادش نره ریشه اش کجاست .
بهروز
از بین تمام درد ها سوختــــن بدون شعله دردناک ترین است.
بهروز
دلم نگرفته از اینکه رفتـه ای... دلگیرم از همه ی دوست داشتن هایی که گفتی ولی... نداشتی.
بهروز
همتونو دوست دارم شب همتون خوش امیدوارم شبتون رویایی باشه ... بای!....!
بهروز
انقدر خوب بودی که من کم می آوردم
بهروز
من مورچه ای را مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله چایی بود ... خودم را فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدم است ...
بهروز
سیگار بکش مست کن؛ بغض کن ؛ گریه کن ؛ دق کن ! ولی، با ادم بی ارزش درد و دل نکن.
بهروز
کبریت بکش تا ستارهای به شب اضافه کنیم و خیره شو به مردمان تنهایی که در آسمان سیگار می کشند
بهروز
لطفا قبل از ورود به نکات زیر توجه کنید
بهروز
روی دریا خونه ای مقوایی ساخته بودم
بهروز
گاهگاهی که دلم میگیرد با خودم می گویم به کجا باید رفت به که باید پیوست به که باید دل بست !!! به دیاری که پر از دیوار است ؟ به زمینی که پر از خار است ؟ یا به افسانه دوست...؟؟؟؟ گریه ام میگیرد ....
بهروز
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ.. ﻫﻤﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ.. ﻫﻤﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﻧﺪ.. ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺣﺲ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﻝ ﻧﺎ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﺭﺍ ، ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ﺭﺍ ، ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﯾﺖ ﺭﺍ.. ... ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ،"ﺑﺎﯾﺪ"ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺨﻨﺪﯼ... ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺍﺗﺎﻗﺖ ﻣﯽرسی ﻏﺼﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺩﺭﺏ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺍﻣﺮﻭﺯﺕ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯼ!... ﮐﺎﺵ ﺍﺗﺎﻗﺖ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﻧﺒﻮﺩ... ﮐﺎﺵ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺑﻮﺩ ، ﻧﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﺖ ......