دکتـر نیستــــم امــا برایتــان 10 دقیقه راه رفتـــن روی جدول هــای کنار خیابان تجــویز میکنمـ تا بدانید تعــادل چیز مهـمی است ... امــا دیـوانه بودن قشنگ تر است !!
#دهه-شصت یعنی : بوی نارنگی و سیب قاچ شده تو کیف ! لواشک پهن کردن تو سینی و گذاشتن رو پشت بوم ! خاله بازی و دعوت کردن هم بازیها به خونه ! از رو هر غلط املایی ده بار نوشتن ! آخر فیلم تو سینما دست زدن و سوت کشیدن ! نوبتی خونه عمه و خاله و دایی و عمو رفتن یک شب درمیون ! کلاسی 45 نفر هر نیمکت سه نفر ! زن همسایه رو خاله صدا کردن ! دوست داشتن، دوست داشته شدن، صفا، صمیمیت ... عاشقی درکنار حیا و ادب ! دلم میخواد برگردم به همون موقع ها ...
خدایــــــــــــــــــا ! کسی غیر از تو با من نیست … خیالت از زمین راحت ، که حتی روز روشن نیست … کسی اینجا نمیبینه ، که دنیا زیر چشماته ! یه عمره یادمون رفته ، زمین دار مکافاته ! فراموشم شده گاهی ، که این پایین چه ها کردم ! که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تو برگردم ! خدایا وقت برگشتن ، یه کم با من مدارا کن ! شنیدم گرمه آغوشت ، اگه میشه منم جا کن …
* * * براي سالگرد #وفات حسين پناهی عزيز * * * . دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟ واسطه نیار، به عزتت خمارم ! حوصله ی هیچ کسی رو ندارم ! کفر نمی گم، سوال دارم ! یک تریلی محال دارم ! تازه داره حالیم می شه چی کاره ام ! می چرخم و می چرخونم ٬ سیاره ام ! تازه دیدم حرف حسابت منم ! طلای نابت منم؛ ! تازه دیدم که دل دارم، بستمش ! راه دیدم نرفته بود، رفتمش ! جوونه ی نشکفته رو٬ رستمش ! ویروس که بود حالیش نبود هستمش ! جواب زنده بودنم مرگ نبود ؛ جون شما بود؟ ! مردن من مردن یک برگ نبود ؛ تو رو به خدا بود ؟
و مرا آنقدر آزردی .. که خودم کوچ کنم از شهرت .. بکنم دل ز دل چون سنگت .. تو خیالت راحت .. می روم از قلبت .. میشوم دورترین خاطره در شب هایت .. تو به من می خندی .. و به خود می گویی : باز می آید و می سوزد از این عشق ! ولی .. بر نمی گردم نه! می روم آنجایی .. که دلی بَهر دلی تب دارد .. عشق زیباست و حرمت دارد .. تو بمان .. دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت .. سرد و بی روح شده است .. سخت بیمار شده است .. تو بمان در شهرت !
زیبـــــــــــــا
13 سال و 22 روز و 13 ساعت و 9 دقيقه قبل