@H!DeN#نمی دانــــم می دانـــی يا نـــه #چشمانـــم کال انـــد بيـــا نگـــذار يک جفـــت چشـــم کال روی دست هايـــم بمانـــد که تا نديـــدن رسيدنـــت نمی رسنـــد !
می توانستم
پرتره ات را دو هزار بار نقاشی کنم
از هر طرف
و رنگ نگاهت را با هر دیوار خانه ات هماهنگ کنم
می توانستم تکرارت کنم آن قدر در شعر
که مرا کنار بزنند این جماعت
و راه بیفتند
تا تو را پیدا کنند
می توانستم حسادتِ تمام مردان شهر را
بر بیانگیزم
و تمام زنان شهر را
حریص کنم
می توانستم
به خدا ثابت کنم
در خراب شده ای که خلق کرده است
به کوری چشم تمام تاریخ
می شود عاشق شد!
دستتان اما
توی یک کاسه بود!
خواب دیدم توطئه کرده اید
خواب زن چپ نبود مگر؟
یکباره به ما که رسید راست شد!؟
که به صبح نکشیده
توطئه تصویب شده بود
و خرابی ام
خشتی تازه
بر خرابی این خراب شده!
تمام دلخوشی های پیش از این دو
یکی
یکی
می شکنند
مثل شیشه هایی
که من ِ دیوانه
بدجوری هوس کرده ام
یکی
یکی
بریزمشان پایین
و بنشینم بعد
یک دل ِ سیر
به دلخوشی های پیش از این
از لا به لای اشکِ شور
از لا به لای دل ِ شور
بخندم
@^`~اقاقیا( پاییز) ~`^ نه سیــگارهای زیــــاد می خواهد نه سری زیــــر آب نه بالا رفتــــن از هیــــچ کوهــــی نفــــس ت که نپیچــــد #نفســــم#می بُــــرد
یعنی اگه #تلنگر امتیاز داشت ، بعضی از دوستان جز ردیف اول #کاربران-فعال بودن ، بس که به من تلنگر میزنن . . . البته #با-تشکر ، شما به کارتون #ادامه-بدید . . . ...
@Pouya#بــــاران فقــــط همین جــــایی از #قصــــه که مــــن ایستاده ام #می بــــارد دو قــــدم این طرف تــــر دو قــــدم آن طرف تــــر همیشــــه #آفتــــاب است!