فکر کن رفتی حموم . . . حولت یادت رفته . . . ! داد میزنی : یکی حوله منو از رو تختم بده . . . در یکم باز میشه یه دستی حوله رو میده بهت . . . می گیری ، تشکر می کنی . . . خودتو خشک می کنی . . . لباس می پوشی . . . دستتو که میذاری رو دستگیره درو باز کنی بیای بیرون یادت میفته همه مسافرتن و تو ... تو خونه تنها بودی...!!! حستو بگوووووووو . . . . .
@❤ ●•• ☂ ••● ❤ ...روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا كنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به كنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود
پسرها :
۱ - با ماشین میرن سراغ بانك، پارك میكنن، میرن دم دستگاه عابر بانك
۲- كارت رو داخل دستگاه میذارن
۳- كد رمز رو میزنن و مبلغ درخواستی رو وارد میكنن
۴- پول و كارت رو میگیرن و میرن
دخترها :
۱- با ماشین میرن دم بانك
۲- توی آینه آرایششون رو چك میكنن
۳- به خودشون عطر میزنن
۴- احتمالا" موهاشون رو هم چك میكنن
۵- توی پارك كردن ماشین مشكل پیدا میكنن
۶- توی پارك كردن ماشین خیلی مشكل پیدا میكنن
۷- بلاخره ماشین رو پارك میكنن و میرن دم دستگاه عابر بانك
۸- توی كیفشون دنبال كارتشون میگردن
۹- كارت رو داخل دستگاه میذارن، كارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه
۱۰- كارت تلفن رو میندازن توی كیفشون
۱۱- دنبال كارت عابر بانكشون میگردن
۱۲- كارت رو وارد دستگاه میكنن
۱۳- توی كیفشون دنبال تیكه كاغذی كه كد رمز رو روش یادداشت كردن میگردن
۱۴- كد رمز رو وارد میكنن
۱۵- ۲ دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن
۱۶- كنسل میكنن
۱۷- دوباره كد رمز رو میزنن
۱۸- كنسل میكنن
۱۹- به دوست پسرشون زنگ میزنن كه طریقهء وارد كردن كد صحیح رو براشون بگه
۲۰- مبلغ درخواستی رو میزنن
۲۱- دستگاه ارور (خطا) میده
۲۲- مبلغ بیشتری رو درخواست میكنن
۲۳- دستگاه خطا میده
۲۴- بیشترین مبلغ ممكن رو درخواست میكنن
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس روی هم میذارن
۲۶- پول رو میگیرن
۲۷- برمیگردن به ماشین
۲۸- آرایششون رو توی آینه چك میكنن
۲۹- توی كیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن
۳۰- استارت میزنن
۳۱- پنجاه متر میرن جلو
۳۲- ماشین رو نگه میدا
بیشتر دختر و پسرا نمیدانند[البته] عشق چیست؟!فکر میکنند همان عزیزم گفتن و عزیزم گفتن ،قربون وصدقه اش رفتن هست و بس !!!نه این طور نیست عشق یعنی کسی و از روی محبت ،علاقه،تفاهم،درک یکدیگر،شعور یکدیگر،از ته قلب خواستن هست آهای زندگی همش عشق نیست زندگی ساختن و سوختن هست، دلبستگی و وابستگی تا وقتی خوب همدیگر رو نشناختن معنا و مفهمومی ندارد و اون دل عزیزشون و دارند کباب میکنند و میگویند من عاشقم و فلان خب ؟! اگر عاشق بودی پس چرا شکست عشقی خوردی ؟! یا او راه ِ یک طرفه رو دوراهی رفته است یا تو !!! [یک طرفه ماندن با یک نفر],[دوطرفه از روی هوس با چند نفر ماندن که همان خیانت هست] پس گوشت و چشمانت رو خوب باز کن فقط با گوشت نشنو یا فقط با چشمانت نبین !!! [ این بود اندر حکایات عاشق بودن و رویا و تخیل های دو عاشق]
روزی #لئوتولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد .. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .. بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .. زن که بسیار شرمگین شده بود، عذر خواهی کرد و گفت : چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟! تولستوی در جواب گفت: شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید!!





13 سال و 2 ماه و 27 روز و 14 ساعت و 1 دقيقه قبل