ولی #تلخ تر از اون اینه که درست وقتی اون گوشه ی #دنج رو پیدا کردی، دیگه هیچ اشکی نداشته باشی تا همراهیت کنه،تا روگونه هات جاری بشه و بشه یه مرهم واسه التیام دل شکسته ات
خیلی #دردناکه توی دنیای به این بزرگی، یه #خلوت نداشته باشی واسه تنهاییات، واسه دردایی که داره قلبت رو به #آتیش می کشه وتو دیگه تاب #تحمل اونها رو نداری
خیلی #تلخه دنیات پر باشه از آدمایی که لحظه لحظه تو گوشت #زمزمه می کنند دوست دارند، سعی می کنند بهت ثابت کنند تموم #هستی اونها تویی ولی درست زمانی که تو #احتیاج داری به یه #آغوش #گرم به یه نفر که تو #پناه بودنش بغض های فروخورده ای رو که #چنگ انداخته به #گلوت و نمی ذاره #نفس بکشی رو #اشک بریزی همه می ذارنت و میرن اون وقت تو می مونی و یه دنیا تنهایی و همون #بغض همیشگی که با خودش هیچ اشکی رو به همراه نداره ..................!!
خیلی سخته دلت پر باشه از #غصه، غصه هایی که بدجورداره رو دلت سنگینی می کنه و تو حتی #جرات نداری اونها رو به زبون بیاری غصه هایی که دلت می خواد با تمام وجود اونها را فریاد بزنی تا شاید بتونی روح خسته ات را از زیر #سنگینی آوارشون بیرون بکشی،اما نمی تونی نمی تونی و فقط سکوت می کنی تو مجبوری #لبخند بزنی به همه ی اونهایی که هستند به همه ی اونهایی که دورت رو گرفتند تا #تنها نمونی فقط بخاطر اینکه #رنج نکشی از جواب دادن به یه سوال... که آخه ای دل #شکسته#چرا باهام این جوری می کنی؟؟؟؟!!!
جاده هنوز خیس است و من همچنان می روم به خیال رد پای اشکهایت ولی تردید مرا زجر می دهد نمی دانم این خیسی اشکهای توست یا خیسی شرم این جاده از شکست دوباره من؟؟؟
از اول هم من و تو ما نبودیم من و تو مال یک دنیا نبودیم از اول هم تومون سر درگمی بود می گفتیم با همیم اما نبودیم تمومش کن بیا از هم جدا شیم بیا اینقدر تکراری نباشیم تمومش کن تا همینجا توی لحظه از این تنهایی با هم رها شیم تمومش کن ته این جاده بسته تهش ماییم که قلبامون شکسته بگو اینجا کجای قصه ماست نگاه کن اول راهیم و خسته نترس از این که حرفام دلنشین نیست تموم سهم ما از عشق این نیست ما عشق اول هم بودیم اما همیشه عشق اول بهترین نیست تمومش کن بیا از هم جدا شیم بیا اینقدر تکراری نباشیم ...
@آقـا اَمـیـن ...خوشبختی ما در سه جمله است ... تجربه از دیروز , استفاده از امروز , امید به فردا ... ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه میکنیم حسرت دیروز , اتلاف امروز , ترس از فردا ... دکتر علی شریعتی





13 سال و 2 ماه و 27 روز و 12 ساعت و 43 دقيقه قبل