ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
برای باتو بودنم یه راهی پیدا میکنم*** موهاتو می بافی ببین دونه دونه وا میکنم*** من مگه میذارم بری که دنیا رنگ غم بشه ***یخ میزنه دستام اگه گرمی دستات کم بشه ♫♫♫ من مگه میذارم بری برای چی دلواپسی*** یه جا تو قلبم داری که نمیدمش به هیچ کسی*** اونقده عاشقت شدم همه حسادت میکنن ***به من دیوونه دارن یه شهر عادت میکنن
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
همیشه قصه این بوده.... که تسکین غمت باشم.... مگه حوای من بودی ....که حالا آدمت باشم
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
چنان سرگرم رویاتی که رویامو نمی بینی..... فقط وقتی منو میخوای که بی اندازه غمگینی........ به رویای تو تن دادم خودم رویامو گم کردم دارم .......دنبال آغوشی برای گریه میگردم
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
راستشو بگو این یه بازیه.... نکنه همه حرفای تو مثه حرف همه صحنه سازیه... این یه بازیه ♫♫♫ بی هوا نوازشم کن... اشک و غصه هامو کم کن ...با نگاه بی قرارت باز دوباره عاشقم کن... اشک و غصه هامو کم کن
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
میدونی حالم این روزا بدتر از همست.... آخه هرکی رسید دل ساده ی من رو شکست... قول بده که تو از پیشم نری... واسه من دیگه عاشقی جاده ی یک طرفست ....میمیرم بری آخرین دفعست... پرواز تو قفس شدم... بی نفس شدم... دیگه تنها شدم توی دنیا.. بدون خودم
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
باز دوباره با نگاهت... این دل من زیرو رو شد ...باز سر کلاس قلبم ...درس عاشقی شروع شد... دل دوباره زیرو رو شد... با تموم سادگی تو ....حرفتو داری میگی تو... میگی عاشقت میمیونم... میگم عشق آخری تو ...حرفتو داری میگی تو
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
این روزها با خودم خلوت میکنم...هیچ تویی را درون خلوتم راه نمیدهم... روی نیمکت مینشینی...تنهای تنها...دردهایت را مثل عروسک بچگی هایت بغل میکنی... رهگذرانی میگذرند...و توبیشتر حس میکنی تنهایی ات را... تو اینجایی روی نیمکت...جز تنهایی ات هیچ چیزی همراهت نیست... شاید آن سر دنیا جایی خیلی دور خیلی نزدیک کسی شبیه تو روی نیمکتی باشد... کسی از جنس خودت...کسی که همه چیز دارد جز تو... نیمکت ها بد نیستند... آدم ها بد نیستند... فقط نیمکت ها را بد چیده اند... وآدم ها را... آدم های تنها را... و نفس های به شمارش افتاده شان را...





13 سال و 2 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 5 دقيقه قبل