دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

ب سراغ من اگر میایی نرم و اهسته بیا. مــــبادا ک ترک بردارد شیشه نازک تــــنهایی من درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 1589

دنبال‌شدگان

(227 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(231 کاربر)

گروه‌ها

(22 گروه)

بازدید

Alireza
Alireza

کاش خــودم را جایــی جا بگذارم برگــردم ببینــم که نیستم ...

Alireza
Alireza

یه وقتایی آدم از روی دوست نداشتن از یکی فاصله میگیره یه وقتایی از ترس "وابســــــــتـگی"...

Alireza
Alireza

دل, این واژه ی بی نقطه گاه به وسعت یک دریا برایت میـتـنگد!

Alireza
Alireza

اگه میدونستی چقدر دلم برات تنگ شده پیش خودت میگفتی: وااااااااااااااااااااااااای چقدر دلش برام تنگ شده

Alireza
Alireza

قويترين "مرد" دنيا هم كه باشي محتاجي! محتاج اشكهاي عاشقانه يك "زن" كه از چشمهاي نگرانش بروي كوير زخم هايت ببارد!
و اين تنها التيام است

Alireza
Alireza

نمی دانم چه باید گفت ولی تا میتوانی گریه کن شاید دنیا شرمش بگیرد

Alireza
Alireza

اواترمو عوض کردم

Alireza
Alireza

زندگى رقص واژگان است، يكى به جرم تفاوت تنهاست يكى به جرم تنهايى متفاوت

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

سلام به همگـــــــــــی .عصر جمعتون بخیـــــــــــر

Alireza
Alireza

@حسام*غمگین خاندان* بگزار سر به سینیه من تا ببویمت,اندوه چیست عشق کدام است,غم کجاست بگزار تا ببویمت,این مرغ خسته جان عمریست در هوای تو از آشیان جداست

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

@[̲̅s̲̅][a̲̅][r̲̅][a̲̅] خوشحالم که ساعت ها را جلو کشیده اند! حالا یک ساعت کمتر از همیشه نیستی...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

کاش یکی بود بغلم می کرد و می گفت نگران چیزی نباش، من هستم!

Alireza
Alireza

آدم مرد باشه و از تو آشغالها نون دربیاره بهتره تا اینکه آشغال باشه و از نامردی نون دربیاره…

Alireza
Alireza

آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟

Alireza
Alireza

مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را / تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم . . .

Alireza
Alireza

يادتون سر كلاس تخته پاك كن رو خيس ميكرديم ميكشيديم رو تخته فكر ميكرديم خيلى تميز شد....!
بعد كه تخته خشك ميشد ميديدم چه گندى زديم
الان همين حس رو نسبت به زندگى دارم