Alireza
دوريت زمستاني ديگر است ، کمتر از من دور شو ، باز سرما خورده ام
Alireza
همدم تنهايي شب هاي من ، اشک است و بس
مرهم زخم دل تنهاي من ، اشک است و بس
گر نميبيني غمي اندر نگاه خسته ام
آنچه ميشويد غم از چشمان من ، اشک است و بس
Alireza
سلام بر آنان که لايق سلامند يک رنگ و يکدل و يک مرامند هم گلند هم گنجينه هم دوست هرچه از وي تعريف کني نيکوست .
Alireza
من بودم ، تو و یک عالمه حرف ، و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد ! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی ، یک آه چقدر وزن دارد
Alireza
دلم چندین سال است روزه ی عشق گرفته است ! اذان افطارش را تو بگو .
Alireza
دیدی ای دل حرف من بیجا نبود/از برای عشق اینجا جا نبود/نوبهار عشق را دیدی چه شد /زندگی را هیچ فهمیدی چه شد/دیدی ای دل دوستی ها بی بهاست/کمترین چیزی که میبینی وفاست
Alireza
تصمیم با تو که چی ببینی ! کثیفی پنجره یا زیبایی منظره ! امیدوارم همیشه قشنگ ببینی حتی از پشت ی پنجره کثیف...*-*\
Alireza
روز آب خوردن در ملا عام خوردن غذا در رستوران روز آشتی با در یخچال ! پیشاپیش بر همه مبارک
Alireza
هی ( ر ا ه ) امدم با تو..... هی ( ه ا ر ) شدی با من....
Alireza
انيشتن ميگه:وقتى از رفيقت هيچ خبرى نيست خوشحال باش چون حتمآ حالش خوبه و همه چيزش روبراست كه از يادش رفتى ...
Alireza
من فراموش نکردم . . .من از نهایت درد؛ به بی حسی رسیدم . . .!!!