Alireza
کوله بارم بر دوش سفرى مى باید،سفرى تاته تنهایى محض هرکجا لرزیدى،از سفر ترسیدى فقط آهسته بگو: من خدا را دارم
Alireza
دل هوای لاله زاران میکند ، بیقراری بهر یاران میکند ، چشمهایم ساکت و بی اختیار ، خلوتم را اشکباران میکند ، یاد یاران در غروب غصه ها ، بار غم را صدهزاران میکند.
Alireza
گاهی به باران حسودیم میشه که بی پروا با آغوش گونه هات عشق بازی میکنه
Alireza
نگی که ما گداییم / نگی که بی وفاییم / ما اهل هر کجاییم / مخلص بعضیاییم
Alireza
کی مثه تو منو باور میکنه /با منو حق حق دل سر میکنه/واسه جشن همه گریه های من/گل تنهایی شو پرپر میکنه
Alireza
فانوسي كوچك مي تواند كاري كند كه خورشيد با آن همه بزرگي هرگز نمي تواند انجام دهد؛ مي تواند در شب بتابد.
Alireza
گلي دارم به دور از ديدگان ولي مخفي ميان قلب و جانم كه گهگاهي كند يادي زخاكش فداي آن رفيق و قلب پاكش ..
Alireza
حتی عکستم ندارم که بذارم روبروم...اونقدر نگاش کنم تا بشکنه بغض گلوم...
Alireza
هزاران گــ**ــل تقدیم به آیینه ی شکسته ای که هـزار بار لبـ*ـخنــد زیبای تـو را تکــرار کند...
Alireza
معتاد سیگاری داغوووووووون
Alireza
خندیدن یعنی رقص و پای کوبی دل اما گریه و اشک یعنی درد و خون ریزی دل پس سعی کن همیشه دل را برقصانی نه اینکه باعث درد و خون ریزی دل شوی در دل خود و چه در دله دلدار
Alireza
دست دوستم يه گوشي ايفون ديدم حسوديم شد اومدم خونه به مامانم ميگم من يه اپل ميخوام؟ ي لبخند مرموز زد! شب كه بابام اومد دستش يه پلاستيك سيبه ميگه تو فك كردي من وبابات انگليسي بلد نيستيم!