Alireza
در محفل اگر دوست نباشد که صفا نیست / هر آب روان در همه جا آب بقا نیست ای دوست بیا روشنی محفل ما باش / ما را طمعی از تو به جز مهر و وفا نیست .
Alireza
چو گل های شقایق داغدارم / بیا پروانه شو بنشین کنارم بشو مرهم به زخم قلبم ای دوست / که خنجر خورده ی این روزگارم
Alireza
بگذار بگویند خسیسم من دوستت دارم هایم را الکی خرج نمیکنم جز برای مهربانی خودت
Alireza
حلالم کن اگر دوری اگر دورم ، اگر با گریه می خندم حلالم کن که مجبورم نگو عادت کنم بی تو که می دونی نمی تونم ، که می دونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم
Alireza
گاهی حتی جرات نمی کنم پشت سرم رو نگاه کنم که ببینم جام خالیه یا نه !!؟
Alireza
سکوت تو بلند ترین آوازه خورشید چشات با من همرازه تویی دریای وفا و مهربونی تویی اون ندای گرم آسمونی تو ستاره ی شب یلدایی تو سپیدی صبح فردایی مرحمی باش واسه زخم دل تنهام بگذار اشک شوق بشینه توی چشمام
Alireza
مهربان ترین قلبها متعلق به کسانی است که با محبت ، دیگران را یاد میکنند . . .
Alireza
ای مهربانم، ازین پس هر شب سراغت را از ماه می گیرم و هر روز به خورشید می سپارمت تا مبادا به سایه ی غم گرفتار شوی
Alireza
حکم فراموشیت را آوردند ، ولی به باد “مهربونی هایت” امضا نکردم . . .
Alireza
هیچ لذتی بالاتر از این نیس که یه تیکه از سرعت گیر کنده شده باشه و آدم بتونه ۲تا چرخش ماشینشو از اونجا رد کنه .. خدایا این لذتارو از ما نگیر!!!
Alireza
مدتی میگذرد از تو ندارم خبری / چه کنم ناله من هیچ ندارد اثری شب و روز از غم تو پریشان حالم/ نه نشانی ز تو آمد نه پیامی جانم
Alireza
حتي اگر ديدن تو برام بشه خيلي محال، مهم اينه دوستت دارم فاصله هارو بي خيال
Alireza
من از چشمان (تو ) چيزي نمي خواهم ..... به جز ..... گاهي .... نگاهي...... اشتباهي......
Alireza
كنار سيب و رازقى نشسته عطر عاشقى من از تبار خستگى بى خبر از دلبستگى: عــــــــــــاشــــــــــقم كنار هر ستاره اى نشسته ابر پاره اى من از تبار سادگى بى خبر از دلدادگى: عــــــــــــاشـــــــــــق