Alireza
آنچنان میل تو دارد دل من، كه اگر نامه رسان گرگ بیابان باشد، قدمش میبوسم
Alireza
خدايا.. لطفا به بعضي از آنهايي كه به خيال خودفكرميكنند،ايمان آورده اند يادآوري كن: كه تو خدا هستي نه آنها!!!
Alireza
در آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند... پرسید:فرزندم پس آدمت کو؟ اشک هایم را پاک کردم و گفتم:در آغوش حوای دیگریست...
Alireza
حـلالـم کـن تـو ای مـادر،تـو از آیـیـنـه هـا بـودی حـلالـم کـن نـدونـسـتـم،تـو نــوری از خـدا بــودی حـلالـم کـن گـنـاهـکـارم،بـه چـشـمـانـت بـدهـکـارم غـرور داشـتـم نـدونـسـتـم،حـالا مـادر سـزاوارم نـکـن گـریـه،نـبـیـنـم اشـک چـشـمــاتـــو,نـگـیـر از مـن،نـگـیـر گـرمـیـه دسـتـاتـو نـکـن گـریـه،بـمـیـرم مـن واسـه چـشـمــات نـگـیـر از مــن،نـگـیـر حـرم نـفـسـهــاتــو حـلالــم کـن خـطا کــردم،تــو مـرهـم بـاش بــر ایـن دردم ســر سـجـاده ی عـشـقــت،دعــایـم کـن کـه بــرگـردم تـو گـل هـسـتـی بـرای مـن،مـنـم خـاری در آغـوشــت تـویــی قـدیـسـه ی رویــام،کـه جــرمــم شـد فــرامــوشـــت.
Alireza
همه برایم دست تکان دادند؛ اما کم بودنددستانیکه تکانم دادند.دوست ودست بسیاراست، ولی”دست دوست” اندک!
Alireza
لذت آنچه داری را با آرزوی آنچه نداری خراب نکن....اما بدان آنچه حال داری روزی آرزویش را داشتی...
Alireza
خــوش به حـال فـرهـاد ... چــون تلخ ترين خـاطـره اش شيـريـن بود ...
Alireza
تنها جایى که حجاب مى کنیم هنگام نماز است!
گویا تنها کسى که با ما نامحرم است خداست…
Alireza
درونم غوغاست..ساده ميشكنم..با يك تلنگر كوچك.. اينگونه نبودم... شدم..!!
Alireza
آموخته ام که اگر کسی یادم نکرد ، من یادش کنم ، شاید او تنها تر از من باشد !!!
Alireza
ديشب كه باران آمد...ميخواستم سراغت رابگيرم...اماخوب ميدانستم اين بارهم كه پيدات كنم....باززيرچترديگراني....
Alireza
گاهی دلم میخواهد, وقتی بغض میکنم, خدا از آسمان به زمین بیاد, اشک هایم را پاک کند, دستم را بگیرد و بگوید: اینجا آدما اذیتت میکنن؟!!! بــیـــا بــــــریــــــــم...