Alireza
بعضی وقتا آدما الماسی توی دست دارن بعد چشمشون به یه گردو می افته دولا میشن تا گردو رو بردارن الماسه می افته تو شیب زمین قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره میدونی چی میمونه؟ یه آدمو، یه دهن باز، یه گردوی پوک و یه دنیا حسرت!
Alireza
یک کشتی در حال بارگیری چندین هزار تن جوراب در چین است...همه با هم دعا کنیم ، سالم و به موقع برای روز مرد به ایران برسد. روز مرد بخوره تو سرتون...
Alireza
گاه رسیده ای و نمیدانی...
و گاه در ابتدای راهی و گمان میکنی رسیده ای...
مهم آغاز است ...
که گاه هیج روی نمیدهد..
و گاه می شود بدون آنکه خواسته باشی...
Alireza
بگزار سر به سینیه من تا که بشنوی آهنگه اشتیاقه دلی درد مند را شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده سر در کمند را
Alireza
دوست داشتن مثل بازی با الاکلنگ می مونه اونی که عاشق تره همیشه خودشو می آره پایین تا عشقش از بالا بودن لذت ببره!!
Alireza
دیگران” همیشه برایم “گران” تمام شده اند بجای آن که “نگرانم ” شوند…
Alireza
عمریست که از حضور او جا ماندیم در غربت سرد خویش تنها ماندیم،او منتظر است تا که ما برگردیم.ماییم که در غیبت کبری ماندیم.
Alireza
تا حالا به دو تا چشمات توجه کردی؟! با هم میخوابن،با هم بیدار میشن،با هم میخندن،با هم گریه میکنن ولی هیچوقت همدیگه رو نمی بینن..... اینو میگن دوست داشتن!!!!...
Alireza
کاش یکی بود بغلم می کرد و می گفت نگران چیزی نباش، من هستم!