دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Bihoviat

بی هویت همین!!! درباره »
Bihoviat
امتیاز: 1085

دنبال‌شدگان

(138 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(191 کاربر)

بازدید

Bihoviat
Bihoviat

تک تک روزهايم را ميسوزانم ، تا چشمکي شوم براي شب هاي بي ستاره ات . . .

Bihoviat
Bihoviat

شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگم شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ می جنگم تو آتش می شوی بر خرمن احساس تنهاییم تو را با هر نفس می بویم ، اما باز دلتنگم

Bihoviat
Bihoviat

هذیــان میگوید لبــانت چیــزی شبیه"دوستــت دارم" بر خلاف چشمانــت!!!

Bihoviat
Bihoviat

این روزها جای خالی ” تـو ” را با عروسکی پر می کنم همانند توست مرا ” دوست ندارد ” احساس ندارد ! اما هر چه هست ” دل شـکـســتـن ” بلد نیست

Bihoviat
Bihoviat

سیــــــــــر شدم … بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم

Bihoviat
Bihoviat

مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟ بـگـذارسـخـت باشم و سـرد !! بـاران کـه بـاریــد ... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه !!! خـورشـیـدکـه تـابـیـد ... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!! اشـک کـه آمـد ... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!! او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت . . .

Bihoviat
Bihoviat

آرامم… مثل مزرعه ای که محصولش را ملخ ها خورده اند. با این اوضاع دیگر نگران داس ها نیستم.

Bihoviat
Bihoviat

دلم تنگ است ... پرواز ميخواهم؛ تا كجايش را نميدانم؟ از زمین بيزارم ..

Bihoviat
Bihoviat

تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف ... لرزشی روی میز کنار تختم میفتد .. از این صدا متنفر بودم اما ... چشم هایم را میمالم .. new message تا لود شود آرزو می کنم ... کاش تو باشی ... ... سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !!

Bihoviat
Bihoviat

از جدا شدن نوشتی ؛ رو تن زخمی هر برگ گریه کردم و نوشتم ؛ نازنینم یا تو یا مرگ به تو گفتم باورم کن میان این همه دیوار تو با لبخندی نوشتی همنفس خدانگهدار

Bihoviat
Bihoviat

قفس تنگ فلک جای پریشانی نیست یوسفی نیست در این مصر که زندانی نیست. (صائب تبریزی)

Bihoviat
Bihoviat

اخه خداجون!قربون بزرگیت!!وفای سگ به چه کارمون میاد یه فکری به حال ادمات میکردی........!

Bihoviat
Bihoviat

ای اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بیمار من / ای غم ، تو هم لذت ببر از این همه آزار من

Bihoviat
Bihoviat

من در آن شهری که مردمانش عصا از کوران میدزدند محبت را جستجو کردم

Bihoviat
Bihoviat

کلاغ ها گرچه سیاهند و آوازشان خوش نیست اما آنقدر باوفاییند که شاخه های خشک درختان را در فصل زمستان تنها نمی گذارند.