Bihoviat
زماني كه خاطره هايت ازاميدهايت قويترشدند پيــــــــــرشدنت شروع ميشود!
Bihoviat
خواستے دیگـــه نباشے ، آفرین ... چــــه با اراده ! لعنَت به دبستانـے که تو از درسهاش ، فقط تصمیــم کبــر ے رو آموختـــے ...
Bihoviat
@......... خدایـــــــــــــــــــــا مدعیان رفاقت هر کدام تا نقطهای همراهند. عده ای تا مرز منفعت عدهای تا مرز مال عدهای تا مرز جان عدهای تا مرز آبرو و همگان تا مرز این جهان تنها تویی که همواره می مانی، بمان .بمان .بماااان
Bihoviat
بعضیا کاری باهات میکنن که یادآوری تمام لطف هایی که در حقشون کردی ... به شدت از خودت متنفرت میکنن !
Bihoviat
در تنهایی خود فرو میروم ، غرق میشوم
نجات غریق تنهاییِ من تو هستی ، کمـــک
Bihoviat
آغوش بعضی هــا ... علم را زیـر سوال می برد ! آنقدر آرامت می کند ... که هیـچ مُسکنی ... جــایش را نمی گیرد...
Bihoviat
تنهایی ام استکانِ چایی به نیمه رسیده نه میداند که تمام میشود نه میداند که نیمه رها میشود ...
Bihoviat
هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی,
یـــک نقطـــــه,
یـــک لبخنـــــد,
یـــک نگــــــــاه,
یـک عطر آشنـا,
یــک صــــــــدا,
یــک یـــــــــــاد,
از درون داغونـــت می کــــند,
هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی...!
Bihoviat
جدایی به روز آدم چیزی نمی آورد ... به شب آدم، اما ... !
Bihoviat
چـرا سـاکـت نـمـی شـوی؟! صـدای نـفـس هـایـت . . . در آغـوش ِ او از ایـن راه ِ دور هـم آزارم مـی دهـد !!! لــعــنــتــی . . . آرامـتـر نـفـس نـفـس بـزن !
Bihoviat
توسط پیامک
[963]شب است و دربدر کوچه های پردردم
فقیروخسته بدنبال گم شده ام میگردم
اسیر ظلمتم,ای ماه پس کجاماندی؟
من به اعتبارتو فانوس نیاوردم....
Bihoviat
دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند
دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد
میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم
که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست
Bihoviat
خوش به حال خدا که "لحظه به لحظه" با توست
و "من" همیشه درباره ی "تو" با "او" حرف میزنم
یوخ بابا....
14 سال و 8 روز و 4 ساعت و 30 دقيقه قبلزهر مار
14 سال و 8 روز و 4 ساعت و 29 دقيقه قبل