دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Bihoviat

بی هویت همین!!! درباره »
Bihoviat
امتیاز: 1085

دنبال‌شدگان

(138 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(191 کاربر)

بازدید

Bihoviat
Bihoviat
توسط پیامک

جان فدای آن که یادم میکند/ یاد او هر روزه شادم میکند/ مهربانیهای آن شیرین شکر/ با مرامش کیش و ماتم میکند/

این ارسال را بازنشر کرده است.
Bihoviat
Bihoviat

کـاش مـیـدانـسـتـم کـیـسـتــــ آن کـه بـرایَـتـــ دسـتـــ قـلـابـــ مـیـگـیـرد تـا هـر شـبـــ خـوابـــ از چـشـم هـایَـم بـربـایـی دیـواری کـوتـاهـتَــر از خـوابـهــای مَـن نـیـافـتـی . . . ؟!

Bihoviat
Bihoviat

من مثل بادکنکی به دست کودکی هرجا می روی با یک نخ به تو وصلم نخ را قطع کنی ، میروم پیش خدا !

Bihoviat
Bihoviat

فرقی نمی کنه دودی که مصرف می کنی سیگار باشه یا قلیون اما تو اون لحظه جای خالیشو پر میکنه تقصیر ما نیست می خواست باشه تا ما بودنشو بوسه بارون کنیم نه اینکه خاطره هاشو دود کنیم...!!!

Bihoviat
Bihoviat

تــمام زخم هایــم مـرهمـش لـب هــای ِ تــوست بـوسه نـمی خواهــم ! فـقـط حرفــی بـــزن ...

Bihoviat
Bihoviat

اگر براي رسيدن به خواهشها و آرزوهاي خود زورگويي پيشه کنيم، پس از چندي کساني را در برابرمان خواهيم ديد که ديگر زورمان به آنها نمي رسد.

Bihoviat
Bihoviat

نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمیکند!من از سکوت موریانه میترسم!

Bihoviat
Bihoviat

تازگی ها هم یه تبلیغ دیدم که اصلا نمیتونم هضمش کنم. باباهه میاد تو خونه میگه دخترم امسال دوست داری مسافرت کجا بریم؟ دختره میگه بابایی من از مسافرت میترسم. باباهه میگه واسه چی عزیزم؟ دختر : آخه خیلی ها تو مسافرت کشته میشن ... بابا :غصه نخور دخترم بابا فکر اونجاشم کرده بعد پرده رو کنار میزنه یه پراید پارکه. دختره :هورااااااااااا ااا بعدشم میگه سایپا مطمئن سلام

Bihoviat
Bihoviat

باز باران اما این بار بی ترانه, گریه های بی بهانه, می خورد بر سقف قلبم, یادم آرد روی ماهت, باورت شاید نباشد که دلم تنگ است برایت

Bihoviat
Bihoviat

سرگذشت ما هم این بود!!! ما به دنیا آمدیم ولی دنیا به ما نیامد...!

Bihoviat
Bihoviat

لحظه های ناب کودکیم درپیچ وتاب زمان گم شد ،دوستانم راروزگار گرفت،عشقم را عاشق دیگر ربود وخدایم راخداکشت.ما ماندیم و قلیانی کنج لب وتلخی چای بی قند و شبهای تاریک سرد وخش خش برگهای زرد…

Bihoviat
Bihoviat

نسیم، دانه از دوش مورچه انداخت؛ مورچه، دانه را دوباره بر دوشش گرفت و رو به خدا گفت : گاهی یادم می رود که، هستی؛ کاش بیشتر نسیم بوزد ...

Bihoviat
Bihoviat

در کوچه پس کوچه ها ... , گربه ای با نگاهی پر از درد ... از من پرسید : غریبه ای ؟ گفتم : آری .... گفت : فرار کن .... این جا جای تو نیست ... جایی که مرا با سنگ میزنند ، تو را گردن میزنند

Bihoviat
Bihoviat

ناپلئون میگه: دردها فراموش میشوند اما هم دردها هرگز !

Bihoviat
Bihoviat

نگران نباش... حال دلم خوب است آرام ... گوشه اي نشسته و روياهايش را به خاك ميسپارد