Bihoviat
نیکی هنری نیست به امید تلافی احسان به کسی کن که به کار تو نیاید
Bihoviat
هـــر بار کـه دلــم هـــوای خـــــــدا کـــرد ... نــــه ! هــر بار کـه خـــــــدا یــاد ِ دلــم کــــرد ... تـنـم لــرزید ... نــه از خــــــدا ... از خــــودم ! که از شــیطــان هـــم شـیطـان تــَر شــدم ... نـگـاهم را مــی دزدم ... مبادا چشــمم در چشـــم خدا گــــیر کند ...
Bihoviat
گفـت : جبـران میـکنـم! گفنـم : کــدام را ؟؟! عمــر رفـتـه را ؟ روی شکستـه را ؟ قلـ❤ــب مـرده اما تپنده را ؟ حــالا مــن هیــچ… جواب این تار موهای سفید، را چــه میـــدهـی؟ نگاهی به سرم کرد و گفت : چـه پیــر شـده ای!! گفتـم : جبـران میـکنـی؟ گفـت : کــدام را ؟؟!
Bihoviat
در ظلمانی ترین شب دنیا گونه های خشکیده ام را شبنم دیدگانم مر طوب می کند ٬ مهر سکوت لبانم را در آستانه هق هق گلویم می کشانم . چه سوزی دارد نوای طبل تنهایی ٬ خدایا به سوز آه سینه ام و باران دیدگانم دست های تنهای مرا بگیر که جز تو همرهی برای روز های پاییزی ام ندارم...
Bihoviat
جا مانده است چیزی٬ جایی که هیچ گاه دیگر هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد نه موهای سیاه و نه دندانهای سفید پس به هوش باشیم !!!!!!!!
Bihoviat
آدم خوب قصه های من دلتنگ شده ام ... حجمش را میخواهی ؟؟؟ خدا را تصور کن ...
Bihoviat
تولد انسان روشن شدن کبریتی است ومرگش خاموشی ان،، بنگر در این فاصله چه کردی؟! گرمابخشیدی؟یا سوزاندی؟
Bihoviat
بارش سراب ، آواز ناودانها را برنمی انگیزد !
Bihoviat
وقتي چشمانم را روي هم ميگذارم!
خواب مرا نمي برد...
تو را مي آورد..
از ميان فرسنگ ها فاصله!...............سلام
Bihoviat
بیشتر رابطه ها با ی اتفاق ساده شکل میگیره بعد میره تو عمق وجودت و تا دخلتو درنیاره بیرون بیا نیس
Bihoviat
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
Bihoviat
دلم که میگیرد تنها یه آغوش گرم تو پناه میبرم چه کنم دلم جز تو کسی را نمیخواهد تمام تنهایی من سهم تو شده تو بری من میمانم و دل تنهاتر از خودم
Bihoviat
گذشتــــ آن زمان کهنـــه دیدار رفتــــ آن دقیقــــه های پر هیاهـــو رفتـــــ آن حس دیـــدار شکستـــــ آن لحظه زیبــــا سکوتـــــ،سکوتـــــ،سکوتـــــ و تــــو … چه ســـاده گذشتی از این همــــه احساس و مـــن… سکوتـــــ،سکوتــــــ،سکوتـــــ
Bihoviat
ویرانه نه آنست که جمشید بنا ساخت، ویرانه نه آنست که فرهاد فروریخت،ویرانه دل ماست که با هر نگه تو، صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت